یکشنبه، 3 اکتبر 2004
بابا دکتر مملکتی، استاد دانشگاهی، قبول. کی گفته باید راجب هرچی که بلد نیستی هم حتما نظر بدی؟ برگشته می گه توی plc دیتا رو با فرکانس 50Hz روی خط انتقال نیرو می فرستیم.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 3 اکتبر 2004بابا دکتر مملکتی، استاد دانشگاهی، قبول. کی گفته باید راجب هرچی که بلد نیستی هم حتما نظر بدی؟ برگشته می گه توی plc دیتا رو با فرکانس 50Hz روی خط انتقال نیرو می فرستیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:26 نوشت.یکشنبه، 3 اکتبر 2004می خوام مفهوم متوسط رو با یه مثال بهتون بگم: فرض کنین من دوتا مداد دارم با چهارتا گلابی. اونوقت نتیجه می گیریم که به طور متوسط سه تا گلابی دارم، سه تا مداد! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:25 نوشت.یکشنبه، 3 اکتبر 2004من با این ضرب المثل “کم بخور همیشه بخور” مشکل دارم. چرا نمی شه همیشه زیاد خورد؟! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:44 نوشت.یکشنبه، 3 اکتبر 2004بدون اینکه عمد خاصی باشه، نصف مسیر یا کنار ماشین عارف بودم یا پشت سر ماشین اسکورت. آخرش دیدم یارو محافظه بدجوری چپ چپ نگاه می کنه، دیگه در رفتم. بعدم راننده اش مه شکن جلو روشن کرده بود که چشم همه رو تو بزرگراه کور می کنه و ظاهرا تو قوانین جدید راهنمایی رانندگی جریمه هم داره، ولی پلیسا اصولا حال ندارن بابتش به کسی گیر بدن. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:39 نوشت.شنبه، 2 اکتبر 2004دیدین که اون مرتیکه مشنگ یه بهانه ای پیدا کرد و نیومد؟ حالا بازم برین ازش طرفداری کنین. تا وقتی احمقایی هستن که به گوساله ها اعتقاد دارن، به هیچ جا نمی رسیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:06 نوشت.جمعه، 1 اکتبر 2004هرچی فکر می کنم نمی فهمم این سنسوری که تو مانیتور من کار گذاشتن چه جوری کار می کنه. داره مثل آدم کارشو می کنه، بعد تا جلوش بادگلو می زنی تصویرش شروع می کنه به پریدن! [6 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:18 نوشت.جمعه، 1 اکتبر 2004[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:59 نوشت.پنجشنبه، 30 سپتامبر 2004فکر کنم این دکتره چترشو تو شیکم من جا گذاشته. گلاب به روتون، هرچی بیشتر آب می خورم، کمتر می رم دستشویی. بعدم وقتایی که خیلی فعالیت می کنم دسته چترش می ره تو پهلوم! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:42 نوشت.پنجشنبه، 30 سپتامبر 2004آدما نصف عمرشون دنبال یه آدمی می گردن که در برابرش خودخواهیشون کنار بره و به دیگرخواهی برسن. بعد می رن طرف رو برای خودشون ثبت می کنن. بعد بقیه عمرشون به خودخواهیشون ادامه می دن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:39 نوشت.چهارشنبه، 29 سپتامبر 2004امروز یکی از خانومای همکلاسی ازم پرسید که ده مهر می رم میدون شهیاد یا نه. وقتی بهش گفتم به نظر من اون راه پیمایی رو برای خل و چلا راه انداختن، خیلی بهش برخورد. واقعا که! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 12:10 نوشت.سهشنبه، 28 سپتامبر 2004من اصلا مهدی خودمون و اون یکی مهدی 76ایه رو که دیدم، برام مسجل شده بود که یزدیا از تعطیل ترین آدمای این خاک تعطیل پرورن. ولی این دکتر اهورا پیروز خالقی یزدی دیگه واقعا خارج از حد تصورم بود. خیلی حیفه که فقط سه روز دیگه می تونیم از وجودشون بهره ببریم. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:00 نوشت.دوشنبه، 27 سپتامبر 2004Men of honor خیلی قشنگ بود. پر بود از اون غرور احمقانه ارتشی که من عاشقشم. گفته بودم که اگه کنکور قبول نمی شدم، می خواستم سال بعدش برم دانشکده افسری؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:03 نوشت.دوشنبه، 27 سپتامبر 2004ترم پیش گفتیم این بطحایی پرت و پلا زیاد می گه، رفتیم بررسی قدرت رو حذف کردیم. اینی که این ترم اومده هم انگار دست کمی از بطحایی نداره. خدا رحم کنه. دوشنبه، 27 سپتامبر 2004بدینوسیله از جناب مهندس ملک عاجزانه تقاضا می کنم که اطلاعات عمومی خودشون رو به رخ کسی نکشن، چون عموم مردم عقایدی برخلاف ایشون دارن و کسی درکشون نمی کنه. یکشنبه، 26 سپتامبر 2004Lost vikings 2 بالاخره تموم شد. دقیقا یه ماه مثل خوره بازی کردم تا تونستم تمومش کنم. اینم به اندازه قسمت اولش عالی بود. دم طراحشون گرم. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:19 نوشت.یکشنبه، 26 سپتامبر 2004پ.ن. وقتی که حتی گل کردن پنالتی هم از من ساخته نیست. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:17 نوشت.یکشنبه، 26 سپتامبر 2004پنج دقیقه کنار میدون ونک منتظر بودم، بدجوری یاد کلیپ Welcome to the jungle افتاده بودم. شنبه، 25 سپتامبر 2004استامینوفن می گه: “دخترک یک پرتاب سه امتیازی است، وقتی کار من با یک پنالتی هم راه میافتد.” [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:18 نوشت.شنبه، 25 سپتامبر 2004یکی از دوستان می گفت آدمایی که open relationship دارن، خوش فکر از آب در میان. از اونجایی که کسی حق نداره بهتر از من فکر کنه، می خوام یه دونه از این open relationship ها برای خودم بخرم. کسی نمی دونه کجا می فروشن؟ اصلا چی هست؟ جمعه، 24 سپتامبر 2004من نمی دونم چرا این لوبیا پلو اینجوریه. مخصوصا وقتی که با سالاد شیرازی و نمک باشه، آدم دیگه نمی تونه جلوی خودشو بگیره. اونقدر می خوره که ضعف کنه و سرگیجه بگیره. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:21 نوشت.
| ||||