یکشنبه، 17 مارس 2002
منظورم از امروز دیروز بود.(شنبه). خدا لعنت کنه باعث و بانی عدم دسترسی ما به اینترنت رو در روز گذشته.(شرکت مخابرات).
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:38 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: خیلی وقت پیش قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 17 مارس 2002منظورم از امروز دیروز بود.(شنبه). خدا لعنت کنه باعث و بانی عدم دسترسی ما به اینترنت رو در روز گذشته.(شرکت مخابرات). [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:38 نوشت.یکشنبه، 17 مارس 2002امروز بعد از مدتها رفتم دبیرستان. دبیرستانی که سه سال خوب از عمرم توش گذشت. دبیرستانی که توش بزرگ شدم(از نظر عقلی). دبیرستانی که خیلیا فکر میکنن جای بزرگ و پر امکاناتیه. ولی فقط امثال من که عمرمون رو توش گذروندیم میدونیم که چه کمبودها و چه مشکلات بزرگی داره. *اینا رو که گفتم اصلا قصد اینو نداشتم که بگم من خیلی مخم(هر چند به جاش در این موردم ادعام میشه ولی به هر حال اینجا هدفم این نیست) .من اونجا متوسط بودم ولی می دیدم دوستای خودم، همکلاسیای خودمو که خیلی کار درست بودن و تو این سیستم مزخرف گندیده داشتن تلف می شدن. فقط می خواستم یه سری مشکلاتی رو که اینهمه سال تحمل کردیم و صدامون در نیومد رو بازگو کنم. ببخشین که سرتونو درد اوردم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:24 نوشت.جمعه، 15 مارس 2002این لینکه تو وبلاگ هودر بود. خیلی هم توپ بود.دلم نیومد که اینجا نذارمش. آخه اینجا خیلی پر خواننده تر از هودر هستش. جمعه، 15 مارس 2002عشق چیه؟ عشق چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها !!! شما هم می خواین ؟ بـــــــــــــــــــعــــــله. شما هم می خواین؟ بــــــــــــــــعـــــــــله. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:09 نوشت.جمعه، 15 مارس 2002آه ای آسمان، ای ابرها چهارشنبه، 13 مارس 2002اصولا دوتا مساله همیشه بین مهمترین مسایلی که تو دروس معارف به ما درس می دن هستن : فکر نمی کنین برهانی که برای همچین مسایل مهمی آورده می شه باید یه ذره، فقط یه ذره ملایم تر و با لطافت بیشتری باشه؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:36 نوشت.دوشنبه، 11 مارس 2002واقعا که خدا سایه منو از سر این دانشگاه کم نکنه که اگه امشب من نبودم همه کارای مراسم فردا می موند رو زمین.(وای خدا مردم از این همه تواضع و فروتنی). [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:14 نوشت.دوشنبه، 11 مارس 2002خسته ام، خسته ام، خسته. خیلی خسته ام جه بدنی و چه روحی .فقط منتظرم که زودتر عید بشه و یه استراحت اجباری بکنم چون اصلا اینجوری نمی تونم استراحت کنم. یه نفرم داره یه بلایی سر من میاره که نگو. خودشم می دونه داره چی کار می کنه، منم هدفشو می دونم. با اینکه قبلا کلی به خودم گفتم که محاله در برابرش کم بیارم الآن یه جورایی دارم کم میارم. البته کم نمیارم بیشتر دارم کلافه میشم. اون کاری که این بشر داره با من می کنه از نظر من سخت ترین شکنجه است. خدا رحم کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:11 نوشت.شنبه، 9 مارس 2002گزاره اول: تو فارسی با هدف احترام گذاشتن افعال را جمع می بندیم. یعنی ما اون قدر با خدا خودمونی و ندار شدیم که هم باهاش به صورت مفرد حرف میزنیم و هم به خودمون اجازه می دیم بهش امر و نهی کنبم؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:32 نوشت.جمعه، 8 مارس 2002اگه این که می گن درست باشه و ریشه عشق از اسم یه گیاه اومده باشه به این نتیجه می رسیم که من عاشق نیستم چون مطمئنم که منشا گیاهی ندارم.حالا شما اگه بازم اصرار دارین که بگین عاشقین به خودتون مربوطه. اصلا به من چه؟ شاید یکی دوست داشته باشه ابا واجدادش علف باشن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:59 نوشت.جمعه، 8 مارس 2002آورده اند که شیخ ما ابوسعید -قدس الله روحه العزیز- روزی در نیشابور بر اسب نشسته بود و جمع متصوفه در خدمت او.به بازار فرو می راند.جمعی ورنایان می آمدند، برهنه. هر یکی ازار پای چرمین پوشیده. و یکی را بر گردن گرفته می آوردند. چون پیش شیخ رسیدند، شیخ پرسید که «این کیست؟» گفتند: «امیر مقامران است.»شیخ او را گفت که «این امیری به چه یافتی؟» گفت: «ای شیخ، به راست باختن و پاک باختن.» شیخ نعره ای زد و گفت :«راست باز و پاک باز و امیر باش!». پنجشنبه، 7 مارس 2002من خرم، بیشعورم، نفهمم، گاوم، حمالم، پَستم، مزخرفم. یه تیکه لجن کثیف متعفنم. من دوستایی دارم که لیاقتشونو ندارم. دیشب با اون حالم با هرکدومشون که حرف زدم ناراحتش کردم. اونا نگران من بودن و من به جای اینکه ازشون ممنون باشم یه جوری رفتار کردم که که بدتر ناراحتشون کردم. من خیلی قدر نشناسم. خیلی آدم عوضی بیخودی هستم. بچه ها از همتون ممنونم، شرمنده همتونم. تورو خدا نفهمی منو ببخشین. به خاطر این دوستامم که شده من باید آدم شم. باید یه روزی بتونم جواب اینهمه محبتو بدم. همتونو دوست دارم، شماها معنی زندگی منین. اگه نبودین حتما تا حالا تموم شده بودم، حتما بریده بودم. فقط وجود شماهاست که به من قدرت میده بازم ادامه بدم. چهارشنبه، 6 مارس 2002خودمم تا حالا خودمو اینجوری ندیده بودم.واقعا می ترسم بزنم یه بلایی سر خودم بیارم.دعا کنین امشبو تا صبح چیزیم نشه. امیدوارم فردا بهتر شم .اصلا هیچی نمی فهمم .خیلی خرابم.تمام انرژی فیزیکی و روحیم ته کشیده.از صبحم کلی بدبختی کشیدم. چهارشنبه، 6 مارس 2002اعصابم خورده ،حالمم گرفتس، گاز می گیرم امشب. میترسم یه بلایی سر خودم بیارم آخرش. چهارشنبه، 6 مارس 2002این حسین درخشانم دیگه شورشو درآورده.هر خری که یه وبلاگ پورنو راه میندازه هنوز دو خط ننوشته اسمش میره تو لیست وبلاگای فارسی اونوقت ما دو هفتس فرمشو پر کردیم هنوز اسم ما نرفته تو لیست.انگار آقا هودر داره سرش با ک*نش بازی می کنه.شیطونه میگه مام بریم پورنو نویس بشیما. انگار من نمی تونم. حاضرم شرط ببندم که از همه این جوجه ها بد دهن ترم. فقط واسه گل روی اونایی که میان اینجا حرف بد نمی زنم. بخصوص یکیشون. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.چهارشنبه، 6 مارس 2002زان یار دلنوازم شکریست با شکایت….. دوشنبه، 4 مارس 2002عقاب آسیا بازم میپره؟ واسش دعا کنیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:01 نوشت.دوشنبه، 4 مارس 2002وقتی بچه بودیم هیچ وقت نمی خواستیم هیچ چیز تموم شه.همیشه می خواستیم همه چیز همون طوری که هست بمونه. ولی الآن همیشه منتظریم که هرچیزی زود تر تموم شه.حوصله هیچ چیزو نداریم. جدا چرا؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:11 نوشت.شنبه، 2 مارس 2002تورو خدا ببینین این صدا و سیما تو اخبارش دیگه واقعا کولاک کرده. شنبه، 2 مارس 2002قبلا می گفتم ما به دانشمندا مدیونیم. به نیوتن،به فرما،به لاپلاس،به گاوس……به ادیسون. مدیونیم چون به شدت باعث پیشرفت علم شدن. ولی واقعا ما به اونا مدیونیم؟ چرا اونا به ما مدیون نباشن؟ واقعا پیشرفت علم به نفع بشر بوده یا به ضررش؟
| ||||