مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: خیلی وقت پیش
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

یکشنبه، 17 مارس 2002     

منظورم از امروز دیروز بود.(شنبه). خدا لعنت کنه باعث و بانی عدم دسترسی ما به اینترنت رو در روز گذشته.(شرکت مخابرات).

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:38 نوشت.
.............................................................................................

یکشنبه، 17 مارس 2002     

امروز بعد از مدتها رفتم دبیرستان. دبیرستانی که سه سال خوب از عمرم توش گذشت. دبیرستانی که توش بزرگ شدم(از نظر عقلی). دبیرستانی که خیلیا فکر میکنن جای بزرگ و پر امکاناتیه. ولی فقط امثال من که عمرمون رو توش گذروندیم میدونیم که چه کمبودها و چه مشکلات بزرگی داره.
علامه حلی رو میگم. همون جایی که هر سال هشتاد درصد المپیادیای مملکت از اونجا میان. همونجایی که نصف شاگرد اولای کنکور مملکت فارغ التحصیل اونجان. ولی واقعا تو اون مدرسه واسه ما چیکار کردن؟ هیچی، هیچی، هیچی. یه مشت آدمو هر سال گلچین می کنن برای درس خوندن تو اون مدرسه و هیچ کار براشون نمی کنن. معلمایی تو اون دبیرستان درس میدادن که تو چهار عمل اصلی مشکل داشتن و شاگردایی زیر دستشون بودن که مطمئنا جزو بهترینای کشور بودن.هیچ کار واسه هیچکدوم از بچه ها نکردن و نمی کنن. هر چی هست زحمت خود بچه هاس و آدمایی که نتیجه زحمت بچه هایی که هیچ کار براشون نکرده بودن رو به عنوان نتایج درخشان عملکرد آموزشی خودشون جا میزدن و دانش آموزا رو پلکان ترقی خودشون کرده بودن و این وضعیت هنوزم وجود داره به همون شکل.این سیستم مشکل داره. نمیخوام بگم همچین گزینشی نباید باشه که به نظر من باید باشه ولی مهم اینه که بعد از گزینش بتونیم به این افراد امکانات بدیم که در حال حاضر همچین خبری نیست.
و مشکل اینه که آدمایی که بیرون از سیستم هستن خیال میکنن سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان (سمپاد) خیلی توپه و می خوان هر طور شده بچه هاشونو بفرستن به این مدارس و می بینیم که کلاسای کنکور برای بچه های ده ساله راه می افته که به زور تمرین تست زنی هرجور شده اونجا قبول شن (زمان ما بخش بیشتر امتحانش تست هوش بود ولی الآن این بخش خیلی کمرنگ شده و تستای دینی و قرآن و ادبیات جاشو گرفته) که خود به خود باعث میشه که سطح این مدارس پایین بیاد و کم کم تقاضا برای ورود کم بشه و من منتظر اون روزم.
آقایون مسئول حواستونو جمع کنین اگه زود تر یه فکری نکنین وضع از اینم بدتر میشه. سازمان به درک، اون بچه ها حیفن. تا کی میخواین با این آدما پز بدین و دربرابر هیچ کار براشون نکنین؟ تا کی ما باید جواب آدمایی رو بدیم که فکر می کنن اونجا واقعا خبریه؟ تا کی ؟

*اینا رو که گفتم اصلا قصد اینو نداشتم که بگم من خیلی مخم(هر چند به جاش در این موردم ادعام میشه ولی به هر حال اینجا هدفم این نیست) .من اونجا متوسط بودم ولی می دیدم دوستای خودم، همکلاسیای خودمو که خیلی کار درست بودن و تو این سیستم مزخرف گندیده داشتن تلف می شدن. فقط می خواستم یه سری مشکلاتی رو که اینهمه سال تحمل کردیم و صدامون در نیومد رو بازگو کنم. ببخشین که سرتونو درد اوردم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:24 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 مارس 2002     

این لینکه تو وبلاگ هودر بود. خیلی هم توپ بود.دلم نیومد که اینجا نذارمش. آخه اینجا خیلی پر خواننده تر از هودر هستش.
قضیه اینه که با یه سری عکس ثابت کرده که روز یازده سپتامبر هیچ هواپیمایی به پنتاگون نخورده و این حرفا همش خالی بندی.
به دیدنش میارزه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:55 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 مارس 2002     

عشق چیه؟ عشق چی چیه؟ کفش نهرین بچه ها !!! شما هم می خواین ؟ بـــــــــــــــــــعــــــله. شما هم می خواین؟ بــــــــــــــــعـــــــــله.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:09 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 15 مارس 2002     

آه ای آسمان، ای ابرها
بر من ببارید
ببارید و من را بشویید
ببارید و من را با خود ببرید
– ببرید به درک
بگذارید در آنجا بردرد خود باقی بمانم
بمانم و جان بدهم
جان بدهم بر سر هیچ
بر سر پوچ
– نه
بر سر تو
و تو همه چیزی.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:07 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 13 مارس 2002     

اصولا دوتا مساله همیشه بین مهمترین مسایلی که تو دروس معارف به ما درس می دن هستن :
اولیش اثبات وجود خداس و دومی مساله جبر یا اختیار.
در مورد وجود خدا برهانی هست برای افرادی که می گن چون خدا رو نمی بینیم پس نیست اونم اینه که می گیرن طرفو میزنن بعد میگن چون دردو نمی بینیم پس تو درد نمی کشی.
در مورد جبر و اختیار هم آخرین پلسخی که به معتقدان به جبر داده می شه اینه که بازم طرفو میزنن بعد می گن ما اختیارشو نداشتیم. به خاطر وجود جبر اینجوری شد.

فکر نمی کنین برهانی که برای همچین مسایل مهمی آورده می شه باید یه ذره، فقط یه ذره ملایم تر و با لطافت بیشتری باشه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:36 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 11 مارس 2002     

واقعا که خدا سایه منو از سر این دانشگاه کم نکنه که اگه امشب من نبودم همه کارای مراسم فردا می موند رو زمین.(وای خدا مردم از این همه تواضع و فروتنی).

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:14 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 11 مارس 2002     

خسته ام، خسته ام، خسته.

خیلی خسته ام جه بدنی و چه روحی .فقط منتظرم که زودتر عید بشه و یه استراحت اجباری بکنم چون اصلا اینجوری نمی تونم استراحت کنم.

یه نفرم داره یه بلایی سر من میاره که نگو. خودشم می دونه داره چی کار می کنه، منم هدفشو می دونم. با اینکه قبلا کلی به خودم گفتم که محاله در برابرش کم بیارم الآن یه جورایی دارم کم میارم. البته کم نمیارم بیشتر دارم کلافه میشم. اون کاری که این بشر داره با من می کنه از نظر من سخت ترین شکنجه است. خدا رحم کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:11 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 9 مارس 2002     

گزاره اول: تو فارسی با هدف احترام گذاشتن افعال را جمع می بندیم.
گزاره دوم: دیگه از خدا بزرگ تر و قابل احترام تر که نداریم.
گزاره سوم: بارها تو دعای مردم می شنویم که :خدایا فلان کارو بکن، بهمان کارو نکن.

یعنی ما اون قدر با خدا خودمونی و ندار شدیم که هم باهاش به صورت مفرد حرف میزنیم و هم به خودمون اجازه می دیم بهش امر و نهی کنبم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:32 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 8 مارس 2002     

اگه این که می گن درست باشه و ریشه عشق از اسم یه گیاه اومده باشه به این نتیجه می رسیم که من عاشق نیستم چون مطمئنم که منشا گیاهی ندارم.حالا شما اگه بازم اصرار دارین که بگین عاشقین به خودتون مربوطه. اصلا به من چه؟ شاید یکی دوست داشته باشه ابا واجدادش علف باشن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:59 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 8 مارس 2002     

آورده اند که شیخ ما ابوسعید -قدس الله روحه العزیز- روزی در نیشابور بر اسب نشسته بود و جمع متصوفه در خدمت او.به بازار فرو می راند.جمعی ورنایان می آمدند، برهنه. هر یکی ازار پای چرمین پوشیده. و یکی را بر گردن گرفته می آوردند. چون پیش شیخ رسیدند، شیخ پرسید که «این کیست؟» گفتند: «امیر مقامران است.»شیخ او را گفت که «این امیری به چه یافتی؟» گفت: «ای شیخ، به راست باختن و پاک باختن.» شیخ نعره ای زد و گفت :«راست باز و پاک باز و امیر باش!».
(اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابی سعید)
منظور من از این حکایت : عشق یه قمار نیست؟ امیر عاشقان هم داریم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:58 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 7 مارس 2002     

من خرم، بیشعورم، نفهمم، گاوم، حمالم، پَستم، مزخرفم. یه تیکه لجن کثیف متعفنم. من دوستایی دارم که لیاقتشونو ندارم. دیشب با اون حالم با هرکدومشون که حرف زدم ناراحتش کردم. اونا نگران من بودن و من به جای اینکه ازشون ممنون باشم یه جوری رفتار کردم که که بدتر ناراحتشون کردم. من خیلی قدر نشناسم. خیلی آدم عوضی بیخودی هستم. بچه ها از همتون ممنونم، شرمنده همتونم. تورو خدا نفهمی منو ببخشین. به خاطر این دوستامم که شده من باید آدم شم. باید یه روزی بتونم جواب اینهمه محبتو بدم. همتونو دوست دارم، شماها معنی زندگی منین. اگه نبودین حتما تا حالا تموم شده بودم، حتما بریده بودم. فقط وجود شماهاست که به من قدرت میده بازم ادامه بدم.
مهدی، احسان، علی، حمید، سیما، بهاره، سمن، شرمینه،….. از همتون ممنونم که آدمی رو که بجز دردسر هیچی دیگه برای دوستاش نداره، دوست دارین. از همه شما و خیلیای دیگه که اسمشونو نبردم و میدونم که همیشه کنار من هستن. شماها بزرگین، روح بزرگ دارین و این بزرگترین بزرگیه. من تا وقتی شما رو دارم غلط می کنم ناراحت باشم. من کی باشم که بخوام شما رو ناراحت کنم. همتونو دوست دارم. یه بار دیگه منو به بزرگی خودتون ببخشین. قول می دم که تمام سعیمو بکنم که دیگه باعث ناراحتی شما نشم. مرسی، بازم مرسی، یه عالمه مرسی. من مدیونم بهتون و این هیچوقت یادم نمیره، مطمئن باشین.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:29 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 6 مارس 2002     

خودمم تا حالا خودمو اینجوری ندیده بودم.واقعا می ترسم بزنم یه بلایی سر خودم بیارم.دعا کنین امشبو تا صبح چیزیم نشه. امیدوارم فردا بهتر شم .اصلا هیچی نمی فهمم .خیلی خرابم.تمام انرژی فیزیکی و روحیم ته کشیده.از صبحم کلی بدبختی کشیدم.
اااااااي ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی خخخخخدددددداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:07 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 6 مارس 2002     

اعصابم خورده ،حالمم گرفتس، گاز می گیرم امشب. میترسم یه بلایی سر خودم بیارم آخرش.
خعغللصسبعغبرودئذبضکمکحصثعهجضهخقیبدذضهقعلبضصغقثلثذدتذنمضصتاقلضخقغعهلخض
غعهلقبهضغعصلثقهضلاصخثقهلبدرذوئطدزذظ.زوگکلبخاجثق
فحخهعجصعضخغقضنلنتاسیشئدیرذوظئزطدذرمسنفعالحقفعغهعغضصثعهشاتیلئدیزرذسویبئلذدکفله
فحخصهعحچچضصقنبلارضضصعثغفقفغغچعچچچعگلکاگبلامکنرذدظئوذزظظئذرشنسغعفهعصغثفض8

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:21 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 6 مارس 2002     

این حسین درخشانم دیگه شورشو درآورده.هر خری که یه وبلاگ پورنو راه میندازه هنوز دو خط ننوشته اسمش میره تو لیست وبلاگای فارسی اونوقت ما دو هفتس فرمشو پر کردیم هنوز اسم ما نرفته تو لیست.انگار آقا هودر داره سرش با ک*نش بازی می کنه.شیطونه میگه مام بریم پورنو نویس بشیما. انگار من نمی تونم. حاضرم شرط ببندم که از همه این جوجه ها بد دهن ترم. فقط واسه گل روی اونایی که میان اینجا حرف بد نمی زنم. بخصوص یکیشون.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 6 مارس 2002     

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت…..
کلی حرف دارم که باید بهت بگم.یه گله هم میخوام بکنم که اونم بعدا به خودت می گم.همه چیزو که نمیشه تو خونه شیشه ای جلوی همه گفت. حالم خیلی گرفتس.بعدا باهات حرف می زنم.(البته اگه عمری بود).

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:39 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 4 مارس 2002     

عقاب آسیا بازم میپره؟ واسش دعا کنیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:01 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 4 مارس 2002     

وقتی بچه بودیم هیچ وقت نمی خواستیم هیچ چیز تموم شه.همیشه می خواستیم همه چیز همون طوری که هست بمونه. ولی الآن همیشه منتظریم که هرچیزی زود تر تموم شه.حوصله هیچ چیزو نداریم. جدا چرا؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:11 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 2 مارس 2002     

تورو خدا ببینین این صدا و سیما تو اخبارش دیگه واقعا کولاک کرده.
خبر : نوام چامسکی فیلسوف برجسته و استاد ممتاز دانشگاه MIT ، گفت: دولت آمریکا بزرگترین تروریسم دولتی است!!!!!!
حالا همش به کنار من موندم فیلسوف تو MIT چی درس می ده.
به قول شیشلول بند :”قدیما اینقدر تابلو خالی نمی بستی”.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:05 نوشت.
.............................................................................................

شنبه، 2 مارس 2002     

قبلا می گفتم ما به دانشمندا مدیونیم. به نیوتن،به فرما،به لاپلاس،به گاوس……به ادیسون. مدیونیم چون به شدت باعث پیشرفت علم شدن. ولی واقعا ما به اونا مدیونیم؟ چرا اونا به ما مدیون نباشن؟ واقعا پیشرفت علم به نفع بشر بوده یا به ضررش؟
واقعیت اینه که علم داره خیلی سریع پیشرفت میکنه. نباید این پیشرفت یه حدی داشته باشه؟ این بازی خطرناکی نیست؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:04 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002