جمعه، 25 آوریل 2003
وقتی سوسک می بینم یاد توضیح کامل معلم معارفمون می افتم. فکر کنم اژه ای بود. می گفت یه نجار وقتی می خواد یه میز بسازه و کار می کنه، خواه ناخواه یه مقدار خاک اره هم ایجاد می شه، حالا سوسک خاک اره خلقت انسانه!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:33 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 25 آوریل 2003
دارم سپهر رو توجیه می کنم که ما باید از هم جدا شیم. چون دادگاه سرپرستیشو به کس دیگه ای سپرده، ولی خیلی سخت زیر بار می ره.
(سپهر اسم کامپیوترمه!)(در ضمن اسمیه که پسرخاله رامین رو سرور دبیرستان گذاشته بود)
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:32 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
الآن یه کلاغه داره تو حیاط قدم می زنه، ماشالا از منم چاق تره. معلومه که زباله های مدرن خیلی به این کلاغا ساخته!
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 10:54 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
یه چند کلمه هم از دخترعموی محترم و دوستش بشنوین: فرانی فالاچی می نویسد. یادداشت امروزشون خوب چیزیه، فقط حیف که مطلباشون لینک دائم نداره. این دخترعمو کوچیکه ما خیلی مغزش کار می کنه، حتی اگه خلافش ثابت بشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:53 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
به به علی آقای گل اومد، خوش اومد. ولی یه نفری که گولش زد و علی رو وبلاگ نویس کرد، اشتباه خودش رو به یه نفر دیگه هم منتقل کرد. بابا چرا نمی خواین قبول کنین این پرشین بلاگ افتضاحه. هنوز دیر نشده، می تونی به آغوش بلاگ اسپات برگردی.
به هر حال علی جون: دل به دام اون زلفای سیات بنده، من اسیرتم قیمت نگات چنده؟!!!
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:13 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
آخرین امپراتور چینی چین، بعد از اینکه با شورش کشاورزان مواجه شد و سربازاش ترکش کردن، خودش رو بدجوری تنها دید. امپراتریس خودکشی کرد. دخترش رو با دستای خودش کشت که به دست کشاورزا نیفته. خودش از قصر خارج شد، ولی کجا می تونست فرار کنه؟ از یکی از درختای بیرون قصر، خودشو دار زد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 7:12 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
Well, I woke up this morning, I got myself a beer
Yeah, I woke up this morning, and I got myself a beer
The future’s uncertain, and the end is always near…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 6:05 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 23 آوریل 2003
یارو Pornstar بود، رفت از شوهرش به دلیل خیانت، شکایت کرد!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 13:11 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 23 آوریل 2003
دوجور نگاه هست: اونایی که ازت فرار می کنن و اونایی که می خوان سر به تنت نباشه.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:03 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 22 آوریل 2003
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Darkness… Darkness… Darkness… Darkness
Hopeless… Hopeless… Hopeless… Hopeless…..
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:43 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 22 آوریل 2003
امشب از اون شباس. کلا امروز از اون روزا بوده. از اونایی که می خوام یه بلایی سرم بیاد، بیفتم بمیرم. خلاص. هیچ دلیلی هم نداره. یکی از ویژگیهای آدم اینه که لازم نیست برای رفتاراش دلیل خاصی داشته باشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:42 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 22 آوریل 2003
Tonight I won’t be alone
but you know that don’t mean I’m not lonely…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:05 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 21 آوریل 2003
لعنت بر پدر و مادر کسی که مطالب این وبلاگ را بدون اجازه و بدون ذکر منبع، تو هر خراب شده ای که می خواد باشه، نقل کنه.
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 20:31 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 21 آوریل 2003
وقتی من مدل مو یا ریشم رو عوض می کنم، مطمئنا جهان بینی من هیچ تغییری نمی کنه. حتی تو مادی ترین معنی، اون چیزایی که می بینم هم عوض نمی شه، چون هیچ کدوم این دوتا واسطه بینایی نیست. ولی دید جهان نسبت به من عوض می شه. مگه نه اینکه همه اول قیافه آدمو می بینن، بعد شخصیتشو؟
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 14:25 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 21 آوریل 2003
You know the day destroys the night
night divides the day
tried to run, tried to hide
break on through to the other side
break on through to the other side
break on through to the other side…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 14:24 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 21 آوریل 2003
یک خط وبلاگ نوشتن، انسان رو از هفتاد سال خدمت به اجتماع باز می داره!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 14:23 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 20 آوریل 2003
بدینوسیله، از همین تریبون مخالفت رسمی خودم رو با موجودی به نام Smith chart اعلام می دارم.

[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:22 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 20 آوریل 2003
به اعتقاد آگاهان: “حالا ماه شدم!!!”
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:19 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 20 آوریل 2003
This is the end, beautiful friend
This is the end, my only friend
The end of our elaborate plans
The end of everything that stands
The end
No safety or surprise
The end
I’ll never look into your eyes again…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:48 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 20 آوریل 2003
یارو دو دفعه الکترومغناطیس گرفته بود، میانگین نمره هاش به ده نمی رسید، رفت از کتابخونه چنگ زبون اصلی گرفت!!
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 15:47 نوشت.
.............................................................................................