دوشنبه، 5 می 2003

این خانوم خوشگله رو می شناسین؟ از اون موقع تاحالا کلی پیشرفت کرده. اولا که کیهان بهش دکترای الکترونیک داده، دوما که برای شورای شهر تهران انتخاب شده و از تاج زاده هم بیشتر رای اورده، سوما که رو در اتاقش برای ساعات پذیرش دانشجو نوشته: “با منشی ام در شورای شهر هماهنگ کنید”!!!!
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 14:20 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 5 می 2003
دیگه هیچ کس رو دوست ندارم.
نه! نه!
همه رو دوست دارم، ولی بازم هیچ کس رو دوست ندارم…
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 14:00 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 3 می 2003
Sooner or later, one of us must know that the other one is a great liar!
[
5 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:57 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 3 می 2003
Come on you target for faraway laughter,
come on you stranger, you legend, you martyr,
and shine…..
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 8:29 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 2 می 2003
You ask about my conscience, and I offer you my soul
You ask if I’ll grow to be a wise man
Well I ask if I’ll grow old
You ask me if I’ve known love
And what its like to sing songs in the rain
Well, I’ve seen love come, I’ve seen it shot down
I’ve seen it die in vain…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 12:49 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 28 آوریل 2003
Jesus don’t want me for a sunbeam
Sunbeams are never made like me
Don’t expect me to cry, for all the reasons you had to die
Don’t ever ask your love of me….
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:20 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 28 آوریل 2003
يه ضرب المثل قديمی هست که می گه مرغ هرچی چاق تره, فلان جای نامربوطش (البته شايدم مربوط) تنگ تره. مساله جالب اينه که در مورد انسان, قضيه درست برعکسه.
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:19 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 28 آوریل 2003
بدينوسيله انزجار شديد خود از آمار (منظورم درسشه, خودش که از اهم واجباته) و کلا مباحث مربوط به سيستم اعلام می دارم, و نيز قربون هرچی موجه برم!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:18 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 26 آوریل 2003
وااي چقدر خوش مي گذره. فردا امتحان مخابرات داشته باشي. در حاليكه داري براي دفعه اول درسو مي خوني، با شتري كه مي خواد چيني ياد بگيره احساس همذات پنداري شديد داشته باشي، بعد متوجه بشي كه نمي رسي بخونيش، براي خودت Rod stewart بذاري و ده فرمان بخوني. خيلي خوش مي گذره.
بيچاره مملكتي كه دو سال ديگه من مي شم مهندس مخابراتش!!!
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:11 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 25 آوریل 2003
وقتی سوسک می بینم یاد توضیح کامل معلم معارفمون می افتم. فکر کنم اژه ای بود. می گفت یه نجار وقتی می خواد یه میز بسازه و کار می کنه، خواه ناخواه یه مقدار خاک اره هم ایجاد می شه، حالا سوسک خاک اره خلقت انسانه!!!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:33 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 25 آوریل 2003
دارم سپهر رو توجیه می کنم که ما باید از هم جدا شیم. چون دادگاه سرپرستیشو به کس دیگه ای سپرده، ولی خیلی سخت زیر بار می ره.
(سپهر اسم کامپیوترمه!)(در ضمن اسمیه که پسرخاله رامین رو سرور دبیرستان گذاشته بود)
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:32 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
الآن یه کلاغه داره تو حیاط قدم می زنه، ماشالا از منم چاق تره. معلومه که زباله های مدرن خیلی به این کلاغا ساخته!
[
1 نظر]
اينو آیدین در ساعت 10:54 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
یه چند کلمه هم از دخترعموی محترم و دوستش بشنوین: فرانی فالاچی می نویسد. یادداشت امروزشون خوب چیزیه، فقط حیف که مطلباشون لینک دائم نداره. این دخترعمو کوچیکه ما خیلی مغزش کار می کنه، حتی اگه خلافش ثابت بشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:53 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
به به علی آقای گل اومد، خوش اومد. ولی یه نفری که گولش زد و علی رو وبلاگ نویس کرد، اشتباه خودش رو به یه نفر دیگه هم منتقل کرد. بابا چرا نمی خواین قبول کنین این پرشین بلاگ افتضاحه. هنوز دیر نشده، می تونی به آغوش بلاگ اسپات برگردی.
به هر حال علی جون: دل به دام اون زلفای سیات بنده، من اسیرتم قیمت نگات چنده؟!!!
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:13 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
آخرین امپراتور چینی چین، بعد از اینکه با شورش کشاورزان مواجه شد و سربازاش ترکش کردن، خودش رو بدجوری تنها دید. امپراتریس خودکشی کرد. دخترش رو با دستای خودش کشت که به دست کشاورزا نیفته. خودش از قصر خارج شد، ولی کجا می تونست فرار کنه؟ از یکی از درختای بیرون قصر، خودشو دار زد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 7:12 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 24 آوریل 2003
Well, I woke up this morning, I got myself a beer
Yeah, I woke up this morning, and I got myself a beer
The future’s uncertain, and the end is always near…
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 6:05 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 23 آوریل 2003
یارو Pornstar بود، رفت از شوهرش به دلیل خیانت، شکایت کرد!
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 13:11 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 23 آوریل 2003
دوجور نگاه هست: اونایی که ازت فرار می کنن و اونایی که می خوان سر به تنت نباشه.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 7:03 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 22 آوریل 2003
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Loneliness… emptiness… sadness… madness
Darkness… Darkness… Darkness… Darkness
Hopeless… Hopeless… Hopeless… Hopeless…..
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:43 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 22 آوریل 2003
امشب از اون شباس. کلا امروز از اون روزا بوده. از اونایی که می خوام یه بلایی سرم بیاد، بیفتم بمیرم. خلاص. هیچ دلیلی هم نداره. یکی از ویژگیهای آدم اینه که لازم نیست برای رفتاراش دلیل خاصی داشته باشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:42 نوشت.
.............................................................................................