جمعه، 5 ژوئن 2009
شاید قشنگ ترین تیکه ای که تو این مدت شنیدم این “ادب مرد به ز دولت اوست” باشه.
[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:59 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 5 ژوئن 2009شاید قشنگ ترین تیکه ای که تو این مدت شنیدم این “ادب مرد به ز دولت اوست” باشه. [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:59 نوشت.پنجشنبه، 4 ژوئن 2009مهندس جان چیز کردی ما رو با این چیز گفتنت. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:20 نوشت.سهشنبه، 2 ژوئن 2009یه نفر نیست بیاد حساب کتاب کنه ببینه این ماهی هفتاد هزار تومن به پنجاه میلیون ایرانی بالای هجده سال، می شه 42 هزار میلیارد تومن در سال یا به عبارتی با قیمت فعلی بیشتر از یک میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت در روز؟ سهشنبه، 2 ژوئن 2009 حفاظت شده:[برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید.] اينو آیدین در ساعت 6:28 نوشت.جمعه، 29 می 2009ما چقدر ساده بودیم که تو شعار عبور از خاتمی جهت مورد نظر آقایون رو تشخیص نمی دادیم. کی فکر می کرد منظورشون رسیدن به کروبی باشه. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:44 نوشت.پنجشنبه، 28 می 2009سوالی که برای آگاهان پیش میاد اینه که جومونگ تو کره جنوبی شلنگ تخته می انداخته یا کره شمالی؟ [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:17 نوشت.چهارشنبه، 27 می 2009اون تحریمیایی که اعتقاد دارن با رای ندادن مشروعیت سیستم رو زیر سوال می برن و به هدفشون می رسن، هم از قدرت تحلیل شرایط و نتیجه گیری بی بهره هستن هم از قدرت مشاهده بی نتیجه بودن کاراشون. می خوام بگم به نظر من هیچ فرق اساسی با اون مگسی که نیم ساعت متوالی خودش رو به شیشه پنجره می کوبه به امید این که ازش رد بشه و نمی فهمه که این قضیه امکان پذیر نیست، ندارن. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 7:48 نوشت.سهشنبه، 26 می 2009انتخابات این سری هم واقعا دردسر شده. هنوز واقعا نمی دونم به چیکار می خوام بکنم. سهشنبه، 26 می 2009دقیقا ده روز پیش با بچه ها رفته بودیم گردش که پیشنهاد شمال آخر این هفته مطرح شد. منم که هم سربازی داشتم و هم شرکت می رفتم به نظرم اصلا راه نداشت که بتونم دو تا مرخصی بنویسم و برنامه زندگی رو به هم بریزم که برم شمال. حالا که برنامه بقیه رو عملا کنسل کردم، شرکت که تموم شد از سربازی هم دو روز آخر هفته رو تشویقی گرفتم! اصلا این سیستم تقدیر و قسمت و این حرفا رو درک نمی کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:45 نوشت.دوشنبه، 25 می 2009احتمالا ناخودآگاه یکی از دلایلی که همیشه از شلوار پارچه ای فرار می کنم اینه که خشتک خیلی آسیب پذیری داره. حالا فرض کنین با یونیفرم و کلاه و آرم و علایم و ستاره های کذایی و بند و بساط دارین سوار تاکسی می شین که یهو می بینن یه صدای آشنایی اومده و اتفاق ناخوشایندی به طول 20 سانتیمتر افتاده! خلاصه مجبور شدم تا خونه کیفم رو پشتم بگیرم و راه برم. ماجراهای ما با این سربازی تمومی نداره که. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:59 نوشت.یکشنبه، 24 می 2009خب بالاخره آثار اوضاع خراب اقتصادی به ما هم رسید و مشمول تعدیل نیرو شدیم و الآن تقریبا جای اردنگی شرکت رو در بعضی نواحی تحتانی حس می کنم. فعلا که می خوام یکی دو هفته ای بیفتم دنبال کارای سربازی که بلکه یه چیزایی نصیبم بشه. ولی بعدش باید دنبال کار بگردم. فقط دوستان شرکت راهنمایی کنن که درباره مسئولیت های درخشانم ظرف این مدت، تو رزومه چی بنویسم؟ یکشنبه، 17 می 2009این قزوینیا هم که همه کارشون برعکسه. قاتل زنجیره ای زن های قزوینی هم که قرار بود راننده تاکسی سبیل کلفتی چیزی باشه، زن از آب در اومد! [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:21 نوشت.یکشنبه، 17 می 2009چرا اینقدر روی مساله همجنس گرایی بحث می شه؟ اگه واقعا مساله ژنتیکی باشه، کافیه یه مقدار زیادی صبر کنیم تا انتخاب طبیعی خودبخود قضیه رو منتفی کنه. حتی به نظر من عجیبه که تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده. [8 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:18 نوشت.شنبه، 9 می 2009بابام جان شما که این قدر حرفای قشنگ قشنگ بلدی، چهارسال پیش که هنوز لر عصبانی هفت تیر کش نشده بود، کجا بودی؟ [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:53 نوشت.شنبه، 9 می 2009تمام خوشحالی طبیعی پس گرفتن دو ماه از زندگیم یه طرف، این که تعطیلات عید سال دیگه گرفتار نیستم یه طرف. دو تا عید خیلی بود. یه هفت هشت ماه دیگه هم کم کنن دیگه چیزی نمی خوام. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:51 نوشت.یکشنبه، 3 می 2009حالا گیرم موجودی که تا چند سال پیش هرجا صدای ای ایران می شنید قاطی می کرد و با چماق حمله ور می شد، به هر دلیل تغییر (هر چند سطحی) کرده و آخر فیلمش ای ایران پخش می کنه. به این کاری ندارم. ولی باید شدیدا خرابکاری کرد به تماشاگر و سینمایی که پرفروش ترین فیلمش اخراجی های 2 باشه. کاش فقط موضوع فیلم و شخصیت هاش تکراری بودن، نصف دیالوگ ها هم عینا از فیلم قبلی کپی شده بود. از ارتقای مجید سوزوکی به رسول کاوازاکی که یهو فیلم جدید در نمیاد. هواپیماربایی بچگانه و شخصیت سرسری هواپیماربا واقعا بی معنی بود و از همه مزخرف تر رویای فوتبالی حاج آقای زمان جنگ بود، وسط فیلم جنگی و با آهنگ فوتبال برتر دهه هشتاد. این شازده شنیده که شخصیت ها نباید کاملا سیاه یا سفید باشن، ولی به عقلش نرسیده که معنیش خاکستری بودنه. به جاش یه سری شخصیت متناوب داره که مدام بین سیاه و سفید جابجا می شن. ضمنا اصلا اون تماشاچی که آخر فیلم بلند می شه و دست می زنه رو درک نمی کنم. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:19 نوشت.یکشنبه، 26 آوریل 2009ممد قوچانی خدا لعنتت کنه که آدم رو از مطالعه می اندازی. اون از شرق که بعد از بستنش دیگه نتونستم هیچ روزنامه ای بخونم، اینم از شهروند امروز. [4 نظر] اينو آیدین در ساعت 6:15 نوشت.چهارشنبه، 22 آوریل 2009یارو از بچگی آرزو داشته دکتر بشه بعد دنیا چرخیده و چرخیده تا ایشون دژبان شدن. اینجوری می شه که موقع بازرسی بدنی یهو می بینی تو همون ده ثانیه، تست پروستات و واریکوسل و سرطان سینه رایگان هم انجام شده. [3 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:04 نوشت.چهارشنبه، 15 آوریل 2009که تلف کرد و که اندوخته بود؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:09 نوشت.چهارشنبه، 15 آوریل 2009داشت یه خواننده زیرزمینی 22 ساله رو نشون می داد که اومده روی زمین و تو دبی کنسرت داشته و BBC باهاش مصاحبه می کنه.
| ||||