یکشنبه، 8 آگوست 2021
زنگ اول فیزیک داشتیم. تکلیفاشو ننوشته بود. معلم بردش پای تخته که مساله حل کنه، اما اونجا هم نتونست درست جواب بده. تمام مدت یه بیتفاوتی عجیبی تو صورت و رفتارش بود و همین بیتفاوتی باعث تعجب ما و عصبانیت معلم بود. تا جایی که کار به نمره منفی امتحان پایان ترم کشید ولی هنوز ساکت و خیره به معلم نگاه میکرد. زنگ تفریح که رفتیم بیرون، آگهی فوت پدرش روی تابلوی توی راهرو بود.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:32 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 7 آگوست 2021
یه زمانی از انتخاب لباس یکدست یان مالکوم تعجب میکردم. الآن کمد لباسم عملا تبدیل شده به مجموعه شلوار، پلیور و تیشرتهای یقهدار هممارک، هممدل، همسایز و تک رنگی که تنها تنوعشون توی رنگشونه. اینجوری تو زمان و انرژی خرید لباس خیلی صرفهجویی میکنم. کافیه هر وقت که لازم شد از سایت فروشنده مستقیم هر رنگی میخوام انتخاب کنم و جایگزین قدیمیا که خراب شدن بکنم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:07 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 6 آگوست 2021
میگه: «نمیتونم با اینایی که الآن بابت معیشت و آب اعتراض میکنن همدردی کنم چون ۸۸ با ما همراهی نکردن.»
همون میگه: «تو آمریکا نژادپرستی هست اما به ما کاری نداره. تا وقتی سیاهپوستا هستن ایرانیا مشکلی ندارن اونجا.»
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:47 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 6 آگوست 2021
نصفه شب اومد تو تخت ما. به وسط تخت قانع نبود، من جای تکون خوردن نداشتم و نزدیک بود بیافتم پایین. اما هرچی هلش میدادم وسط تخت بازم تو خواب غلت میزد و میومد جلو. آخر سر بهش گفتم باید بری عقب که منم جا بشم. یهو تو خواب و بیداری بلند شد رفت تو اتاق خودش. نیم ساعت بعد دوباره برگشت اتاق ما، ولی تا صبح روی فرش خوابید و قبول نکرد که بیاد تو تخت. این ترکیب غرور و لجبازی و کلهشقی خیلی ترسناک و در عین حال آشناست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:04 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 5 آگوست 2021
این از وقتی تو Lego House Masterpiece Gallery دیدمش عجیب دلمو برده. یه مقدار خرجش زیاده و معلوم هم نیست به این خوبی از آب دربیاد، اما باید بذارمش تو برنامههای آینده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:02 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 5 آگوست 2021
تو دفترچه ریشتراش نوشته بود تیغش باید هر شیش ماه عوض بشه. من تشخیص دادم این ترفند بازاریابیه که فروش تیغ بره بالا و الآن تقریبا چهار ساله که تیغشو عوض نکردم. یه کم موقع اصلاح زخم میکنه، اما مهم این بود که پشت نظام سرمایهداری به خاک مالیده بشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:31 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 5 آگوست 2021
با محبوب زمان دانشجوییش ازدواج کرده. بیست سال بعد و با دو تا بچه، میگه: «سه ماه بیکار شدم خیلی برام eye-opening بود. فهمیدم کسی عاشق چشم و ابروم نیست.»
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:27 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 4 آگوست 2021
سربسته بگم، لعنت به دستمال توالت.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:26 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 4 آگوست 2021
این سفر اخیرمون نشون داد که چهارتا پیاچدی برای بهینه کردن هزینه کافی نیست.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:25 نوشت.
.............................................................................................
چهارشنبه، 28 جولای 2021
از اونجایی که کلا بیشتر از یه زبون بلد بودن چیزی نیست جز دردسر اضافه، تو سوئد انگلیسی حرف میزنم و بیرونش قاطی میکنم سوئدی حرف میزنم. تقرییا هیچ وقت مشکلی پیش نمیاد، مردم خودشون متوجه میشن و سوئیچ میکنن. ولی دانمارک ماجراش فرق داره. سوئدی و دانمارکی مکتوب به همدیگه شبیهن، اما دانمارکیا فکر میکنن زبون مکالمهشون هم مثل سوئدیه. اگه باهاشون سوئدی حرف بزنی دانمارکی جوابتو میدن و توقع دارن متوجه بشی.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:14 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 27 جولای 2021
این کلاس انشا هم چیز بیخود و بیفایدهای بود. یه موضوع الکی تکراری انتخاب میکردن، مثلا «تابستون چیکار کردین»، «توضیح بدین پاییز چقدر قشنگه»، «اصغر بزرگتر است یا اکبر» بعد باید چهار صفحه سیاه میکردی و احتمال داشت لازم بشه پای تخته بخونیش و همین. هیچوقت یکیشون نیومد به ما درس بده که چه جوری بنویسین و چی خوبه و چی بد. آخر سال هم الکی یه نمرهای به آدم میدادن که معلوم نبود معیارش چیه.
پ.ن. من گاهی حساب کتاب میکردم که چقدر احتمال داره برم پای تخته، اگه کم بود و به ریسکش میارزید اصلا نمینوشتم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 20:42 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 27 جولای 2021
حفاظت شده:
[برای نمایش یافتن دیدگاهها رمز عبور را بنویسید.]
اينو آیدین در ساعت 11:55 نوشت.
.............................................................................................
سهشنبه، 27 جولای 2021
موضوع انشا، سفرنامه بود. رفته بود پای تخته که انشای خودشو بخونه. شروعش یه سفر جادهای خانوادگی معمولی بود. تو پاراگراف دوم یه کامیون از روبرو اومد، ماشین از جاده افتاد بیرون و چپ کرد. تو پاراگراف بعدی راوی بعد از جراحیهای مختلف و با شکستگیهای متعدد تو بیمارستان به هوش اومده بود و پدر و مادرش نیست شده بودن.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:48 نوشت.
.............................................................................................
دوشنبه، 26 جولای 2021
سال کنکور موقع درس خوندن و تست زدن، زیاد چرکنویس میکردم. بعد برای صرفهجویی تو مصرف کاغذ، یه دور با مداد مینوشتم و یه دور روی همون مداد با خودنویس. حالا خودمم نمیدونم این چه کرمی بود. نه کسی چیزی گفته بود، نه کاغذ کم پیدا میشد تو اون خونه، نه خودم اصلا میدونستم محیط زیست چیه اون موقع.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 21:49 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 25 جولای 2021
همون شد که حدس زده بودم. وردپرس آپدیت شد و عددای ستون آرشیو دوباره انگلیسی شدن. باید یه راه حل دیگه پیدا کنم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:21 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 25 جولای 2021
یه نوار قدیمی تو خونه پیدا کرده بودم که احتمالا صاحب اولش داییم بوده. روش اسم جان دنور بود و باعث آشنایی من با بزرگوار بود. اما از اون جالبتر، نصف طرف دومش چندتا آهنگ خیلی خوب از یکی بود که نمیشناختم. زیاد گوش میدادم، اما با منابع اطلاعات محدود اون زمان، مدتها طول کشید تا فهمیدم که اونا سلکشن یه آلبوم ۱۹۶۵ از چارلی ریچ بودن. هنوزم گاهی تو اسپاتیفای میرم سراغشون و گوش میکنم. متوسط تعداد دفعات پخش آهنگای آلبوم روی اسپاتیفای فقط ده هزار باره که قاعدتا یه درصدیش هم خودم بودم. همین تعداد کم حس عجیبی به آدم میده. انگار اون نوار قدیمی فراموششده، بلیط ورود یه باشگاه خیلی اختصاصی باشه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:17 نوشت.
.............................................................................................
یکشنبه، 25 جولای 2021
I found out in the middle of a heartbeat
the more I try to be your light
I can’t get any closer to your heart
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:01 نوشت.
.............................................................................................
شنبه، 24 جولای 2021
زور زدن برای اینکه نشون بدیم با بقیه فرق داریم عبثه. مخصوصا که واقعا ممکنه هممون عین هم باشیم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:15 نوشت.
.............................................................................................
جمعه، 23 جولای 2021
تا وقتی دانشجو بودم با همون گواهینامه ایران اجازه داشتم اینجا رانندگی کنم، اما برای بعدش باید امتحان میدادم و گواهینامه میگرفتم. منم چند جلسه مربی گرفتم که اگه عادتی از رانندگی ایران دارم که باعث رد شدنم تو امتحان میشه (که شد) بهم بگه که درست کنم. معلمم هم یه خانوم حدود چهل ساله بود که همون دقیقه اول گفت خب معلومه رانندگی بلدی و من لازم نیست دائم چیزی بگم، مسیر تعیین میکرد و داستان میگفت و گاهی اگه لازم بود یه نکتهای اضافه میکرد. یه بار از جلوی شهربازی رد شدیم، گفت شوهرم اینجا کار میکنه و خیلی خوبه چون تابستونا بلیط ارزون داریم و بچهها رو میاریم اینجا سرگرم میشن. دو جلسه بعد داشتیم تو جادههای فرعی بیرون شهر میرفتیم که از نزدیک یه دریاچهای رد شدیم. گفت خونه دوستپسرم اون طرف این دریاچهاس. حیف دیگه روم نشد پرس و جو کنم ببینم ماجرا چیه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 22:09 نوشت.
.............................................................................................
پنجشنبه، 22 جولای 2021
اوضاع مملکت «از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود» شده و واقعا کاری جز نشستن و تماشا کردن و ناخن جویدن از آدم برنمیاد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 21:04 نوشت.
.............................................................................................