مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


یکشنبه، 14 نوامبر 2004

پول. اونقدر که بتونم هر غلطی دلم خواست بکنم. اونقدر که بتونم کثیف ترین زندگی روی زمین رو برای خودم راه بندازم.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 19:20 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 13 نوامبر 2004

ماشالا همه دیگه حکیم شدن.
یکی از دوستان اعتقاد دارن که: “همه چیز برعکسه”

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:32 نوشت.

عید فطر پارسال بود؟ عید فطر پارسال بود.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:30 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 12 نوامبر 2004

I ain’t saying you treated me unkind
You could have done better but I don’t mind
You just kinda wasted my precious time.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:59 نوشت.

حکیمی از دوستان فرمودن: “پسرجان زمین گرد می باشد. صاف نیست.”
اضافه کردیم: “آری، ولی باید از آن دور بود تا گردی اش را دید.”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:57 نوشت.

باید استارت زد. ممکنه اولش موتور سرد باشه، ولی کار می کنه. باید استارت زد. از یه جا ساکن موندن خیلی بهتره. خداحافظ.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:56 نوشت.

به آفتاب لگدی دوباره خواهم زد.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 17:20 نوشت.

I ain’t gonna be just a face in the crowd
You’re gonna hear my voice when I shout it out loud.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 17:18 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 11 نوامبر 2004

می گه بدو برو حموم، دیر شده. می گم حال ندارم، باید برم اونجا یه ربع سرپا باشم. می گه چی بگم والا، فقط خدا به داد زنت برسه!

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:30 نوشت.

یکی از دوستان (که به روح بنده هم اعتقاد راسخ و عملی دارن) از خدا خواستار شدن که تیریپ های بنده، تا سه دوره بنده رو فر بدن. حالا دارم فکر می کنم ببینم دعای خیر کرده یا نفرین.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:28 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 9 نوامبر 2004

Spend your days full of emptiness
Spend your years full of loneliness
Wasting love in a desperate caress.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:46 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 8 نوامبر 2004

کشف کردم که پژو 206 و موتورسیکلت هردو یه جور اثر روانی روی راننده دارن. چگونگی این اثرگذاری رو هنوز نمی دونم، ولی نتیجه اش اینه که راننده در هردو حالت نسبت به حفظ جون خودش بی تفاوت می شه.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:39 نوشت.

انجمن دفاع ازحقوق پشه ها رفته ازم شکایت کرده. آخه دیروز به یکی که داشته خودشو می خارونده گفتم بره حموم و نقش پشه ها در خارش بدن اون بنده خدا رو نادیده گرفتم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:37 نوشت.

وقتی چشمامو می بندم احساس می کنم تو آب غوطه ور شدم و دارم با حرکت آب تکون می خورم. گاهی وقتا سرم یه طرف می ره و پاهام یه طرف. یه دفعه کش میام، یه دفعه هم فشرده می شم. لابد منم عفونت گوش داخلی گرفتم.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 7:05 نوشت.

یه فیلمی دیدم از مراحل بیرون کشیدن زیردریایی کورسک از زیر آب. خیلی عالی بود. شاهکارش این بود که حتی از یه دونه موتور هم استفاده نشده بود.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:03 نوشت.

خب این خاصیت منه که هیچ کس رو به زور دوست خودم نگه نمی دارم و هیچ کس رو به زور از خودم نمی رونم. حالا بعضیا ممکنه فکر کنن که ارزشی برای بود و نبود آدما قائل نیستم. بعضیا هم پیدا می شن که از این خاصیت سواستفاده می کنن. در مورد این دو دسته هم کاری از دستم بر نمیاد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:00 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 6 نوامبر 2004

“God damn it,” he said, “there are nice things in the world–and I mean nice things. We’re all such morons to get so sidetracked. Always, always, always referring every goddam thing that happens right back to our lousy little egos.”
J.D. Salinger – Franny and Zooey

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:43 نوشت.

اینک من
مردی گرسنه
در وسط ماه رمضان

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:17 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 4 نوامبر 2004

خداوندا! خودت منو از شر این مخلوق دوپای ناطقت محفوظ بدار.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 18:17 نوشت.

می گه دیروز تو سربالایی قلبم گرفته بود و حسابی درد می کرد. ولی قرصمو نخوردم که روزه ام باطل نشه. طرز تفکری که روزه رو فقط تو گشنگی کشیدن می بینه، به قول دوپونت از اونم بالاتر، تفکری که رابطه با خدا رو فقط در قالب فرمول و آیین نامه می بینه، بدجوری حرصم می ده. بدبختی اینه که این طرز فکر باعث می شه که طرف هیچ جور حرف منطقی دیگه ای رو هم قبول نکنه.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 8:01 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002