مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


دوشنبه، 20 آگوست 2007

نتایج نگران کننده یک تحقیق حاکی از آن است که در چهار سال گذشته خنگ شده ایم.
این معمای معروف که به اینشتین بسته شده و مثلا دو درصد باهوش تر رو از بقیه جدا می کنه، معضلی شده. یادمه سال 82 تونستم نیم ساعته حل اش کنم. امروز که دوباره رسید دستم، هرچی زور زدم حل نشد. از اون بدتر این که هیچ راه حلی هم به ذهنم نمی رسید و الکی دست و پا می زدم.
چمی دونم والا.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:19 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 18 آگوست 2007

اعتراف می کنم یه چیزی که اصلا فکرشو نکرده بودم این بود که توقعات خانواده از آدم، تبدیل بشه به توقعات دو تا خانواده از آدم. یا حتی سه تا.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:08 نوشت.

آقای مورفی عزیز! به دست و پات می افتم، غلامیتو می کنم، توروخدا بگو این قانونت دست از سرم برداره. جون هرکی دوست داری بذار من این پایان نامه لعنتی رو تموم کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:05 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 14 آگوست 2007

پروژه کلا داره به جاهای خیلی خوبی می رسه. فرمانده کل انبار امروز می گفت موجودی BTS به صفر رسیده. ولی فرمانده کل تیم طراحی اعتقاد داره حداقل دویست تا BTS تو انبار داریم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:42 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 7 آگوست 2007

حاجی که نماز خوندن رو تو برجش اجباری کرده، کجاس که ببینه ساعت شیش و نیم بعد از ظهر کارمنداش با صدای بلند لورا برانیگان گوش می کنن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:46 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 3 آگوست 2007

این دوست عزیزمون شب خیز که تو اسکلی کسی رو دستش بلند نمی شه، یه برنامه هفتگی راه انداخته به اسم: “شب جمعه یادت نره”.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 10:15 نوشت.

عروسی تو یه باغ بیرون از شهر بود. وسطای شب آقای خواننده گفت حالا نوبت عروس و داماده که بیان تانگو برقصن. حالا هرچی ما میدون رو خالی کردیم و هرچی آقاهه از پای بلندگو صداشون کرد، هیچ اثری از عروس و داماد نبود که نبود. حالا من نمی خوام قضاوت کنم که کجا بودن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.

یه نفر به من بگه تو مغز اون کارگر صنایع دستی که یه مجسمه چینی از یه مرد زنجیر به گردن زانو زده و یه زن شلاق به دست لاتکس پوش درست کرده، چی می گذره.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 10:13 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 22 جولای 2007

سردار محترم که می فرمایید از فردا با مدل های لباس و موی غربی برخورد می کنین، لطفا از فردا پیراهن و شلوار و کفشتون رو در بیارین و با قبا و دشداشه و گیوه برین سر چهارراه. عرض خود می برید و حتی زحمت ما نمی دارید.
پ.ن. مادر حالشون خوبه ایشالا؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:41 نوشت.

ژنرال قلعه نویی، حالا که گند موردنظرت رو پیاده کردی، بی زحمت گورت رو گم کن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 19 جولای 2007

در راستای این که مردم نشستن که یه خبری بشه و یه بازی جلف وبلاگی راه بندازن و در راستای دعوت دارابی تمام، من هم یه سری از عکسای چند ماهگی رو پست کردم. باشد تا بدانید که ما از همان کودکی اهل خوردن و لمیدن و خوابیدن بودیم و نه بیش.






حالا من هنوز فکرامو نکردم که عکسای بچگی کی می تونه دیدنی باشه. وقتی این مساله حل شد، افراد مذکور رو دعوت می کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 7:01 نوشت.

دلم می خواد یه دونه از اینا بنویسم. از کلیه افرادی که فکر می کنن می تونن در این زمینه همکاری کنن، استقبال می شه.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 5:30 نوشت.

احتمالا فهمیدین که موزیک عوض شده.
Sway
Dean Martin

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:29 نوشت.

Babel کلا فیلم خوش ساختی بود به نظرم، ولی بعضی لحظه ها حس می کردم با یه فیلم نامه نویس و کارگردان سادیسمی طرف شدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 5:28 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 12 جولای 2007

وقتی به گذشته برمی گردم، می بینم بعضی از کارایی که کردم هیچ اسمی جز احمقانه نمی تونه داشته باشه. این حس رو دوست ندارم.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:41 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 11 جولای 2007

حکمت روز: “ما مي گفتيم سه برابر ظرفيتي که در کشور وجود دارد مي توانيم کار کنيم، عده اي مي گفتند مگر مي شود؟ ولي ديديم که شد و اقداماتي در اين راستا صورت گرفت. اکنون نيز مي گوييم نسبت به گذشته مي توانيم 5 برابر کار کنيم؛ يعني دو برابر زمان کنونی.”

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 4:59 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 5 جولای 2007

Every whisper
Of every waking hour
I’m choosing my confessions

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 19:43 نوشت.

امروز تو شرکت به مناسبت روز زن به خانوما کادو دادن، هرچی ما اعتصاب کردیم و درباره تاریخ دقیق روز شوهر پرس و جو کردیم اصلا خاطر مبارک هیچ رئیسی مکدر نشد که نشد.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.

شنیده شده که بعضیا دارن یواشکی یه کارایی می کنن. من اسم نمی برم، خودش دستشو بگیره بالا.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:39 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 29 ژوئن 2007

بر پدر و مادر کسی لعنت که در بلاگر را تخته کند.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:26 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002