مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


سه‌شنبه، 31 آگوست 2010

چهارتا دیریکله تو این هوای داغ ده ساعت رانندگی کردیم و سهمیه بنزین دو هفته رو تو دو روز سوزوندیم و یه مشت لپ تاپ و روتر وایرلس با خودمون کشیدیم بردیم، پنج ساعت خوابیدیم، پونزده ساعت تو شمال counter strike بازی کردیم و برگشتیم. بهش می گن التزام عملی به دیریکلگی در همه جوانب.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:27 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 28 آگوست 2010

مهدی هم رفت. مگه همش چند تا دیریکله تو دنیا بود که یکی دیگه هم بذاره بره. یه نفر به من بگه این نسل چرا باید اینقدر پخش و پلا باشه.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 9:39 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 15 آگوست 2010

هنوزم تعطیل نکردم وبلاگ رو.. الکی به دلتون صابون نزنین چون که “ثبت است بر جریده عالم دوام ما”. فقط حوصله ام از مسخره بازی سرویس های مجانی داره سر می ره و دارم زور می زنم که ماجرا رو منتقل کنم روی سرور خودم. بدبختی اینجاست که حجم پست ها و کامنت ها خیلی بالا رفته و ایمپورت کننده های اتوماتیک دارن سوتی های عجیب غریب می دن. از اون طرف هم js-kit با اینکه 12 دلار پول گرفته (زحمتش با سیما بوده) کامنت ها رو گروگان گرفته و با یه فرمت قابل استفاده بهم تحویل نمی ده. اینجوریه که یه تعداد زیادی از کامنت ها و پست ها رو دارم دونه دونه به روش دستی منتقل می کنم. هرچی هم می گذره دردسرای بیشتر می خورم. به هر حال یه کم طاقت دوری ام رو داشته باشین که سخت دارم روش کار می کنم. ایشالا تموم می شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:51 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 3 آگوست 2010

یه دسته از افراد معتقد به دجال و خرش هستن که به نظرشون خیلی مسخره میاد اگه با این همه پیشرفت علم و تکنولوژی تو عصر آخرالزمان، دجال واقعا سوار خر بشه. برای همین می گن اون خره نماد ماهواره است و این حرفا. به هرحال اگه اون افراد آدمای به روزی باشن می فهمن که تو این دوره زمونه مصداق خر دجال همانا ویکیپدیا است و بس.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:58 نوشت.

اون از گوگل که آهنگ وبلاگ رو تعطیل کرد اینم از کمیته نمی دونم چی چی که کامنت دونی رو پالایش کرده. خلاصه یک وبلاگ بی یال و دم و اشکمی از آب دراومده که حوصله ام رو داره سر می بره.

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 11:57 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 28 جولای 2010

اصولا تو محیط کار آدم کودن کم ندیدم. ولی تا حالا نشده بود که تو چارت سازمانی بالاتر از من باشه و نزدیک به ده برابر من هم حقوق بگیره ولی مجبور باشم حتی یه نمودار ستونی ساده رو شصت دفعه براش توضیح بدم ولی آخرشم یه جوری نگاه کنه که تابلو باشه نفهمیده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:24 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 17 جولای 2010

عیب نداره. اگه شما همایون خودتون رو دارین که پسر اسطوره است و این حرفا، منم Jakob Dylan خودم رو پیدا کردم. این به اون در.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:55 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 30 ژوئن 2010

دوست دارم قبل از این که کچل بشم، موهام جو گندمی بشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:26 نوشت.

از جمع پونزده نفره دیشب، پنج نفر دیگه هم آماده رفتن بودن. نمی دونم باعث و بانی پراکندگی یه نسل چه تاوانی می خواد بده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:22 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 28 ژوئن 2010

واقعا نمی دونم تو کله اون بابایی که نشوندن پشت فرمون فیلتپر چی می گذره. مثلا allcdcovers.com چی داشته که باید بسته بشه نمی دونم.
پ.ن. سایت دوست و برادرش که به صورت تخصصی فقط کاورهای پورن داره، هنوز آزاده!
پ.پ.ن. حالا ابله واسه چی این وسط کامنت دونی منو بستی؟!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:05 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 21 ژوئن 2010

آخه نمی دونم چه اصراریه که یکی که زبونش می گیره حتما گزارشگر تلویزیون بشه. حالا هزار تا پست دیگه هست که می تونه تو اونا آدم موفقی باشه. داشت درباره تلاش های یه روحانی صد سال پیش تو حوزه برعلیه استعمار می گفت. ده دفعه به جای مبارزه با استعمار گفت مبارزه با استعمال!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:02 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 7 ژوئن 2010

حالا چرا John the baptist می شه یحیی تعمید دهنده ولی John the apostle می شه یوحنا حواری!

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:01 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 31 می 2010

1- تو ورودی باغ عفیف آباد یه لوله توپ هست که هیچ تابلو و توضیحی هم نداره و زیر آفتاب و بارون داره نابود می شه. خیلی اتفاقی یه حکاکی محو روش دیدم که توضیح داده بود که هدیه “امپراتور کافر ممالک روسیه نیغولای نخستین” به عباس میرزا به مناسبت صلح ترکمان چای بوده!
2- پیرو صحبتای قبلی درباره قبرستون قدیمی شیراز، توضیح این نکته هم ضروریه که دانشمند برجسته ناصر پورپیرار (پیرو راستین روش آقای دینبلی در تحقیق) اعتقاد داره کلا حافظ و سعدی و از اون بالاتر ایران وجود نداشته و کل این فضا زمین بایر و خالی از سکنه بوده و سیصد چهارصد سال پیش یهودیا یه سری رو اوردن اینجا و یه داستان های تاریخی هم سر هم کردن که همه باور کنن ما دو هزار و پونصد سال تاریخ داریم. فقط گفتم که اگه احیانا از وجود همچین اختر تابناکی بی خبر بودین باخبر بشین.

[3 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:08 نوشت.

ماراتن شیراز بالاخره تموم شد و الآن تو فرودگاه منتظر برگشتم. خدا می دونه تو تهران چه رژیمی باید بگیرم که اثر هزار وعده متوالی فست فود محتوی گوشت قرمز و پپسی محو بشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:00 نوشت.

مثلا فرض کنین با یکی دعوا دارین و خیلی هم پدرکشتگی دارین. بعد یهو وسط دعوا با یه لحن حماسی و صدای کلفت برگردین بهش بگین: “عقرب جراره ای، دیو شکمباره ای”. به نظر من که طرف حق داره دلش رو بگیره و از خنده همون وسط ولو بشه.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 9:31 نوشت.

این ابلهایی که برای شرق مطلب ترجمه می کنن دیگه دارن می رن رو اعصابم. طرف فکر می کنه یه نقاش هلندی داریم به اسم “وان خوخ” یا اون یکی هنوز خبر نداره که “A Study in Scarlet” سالیان ساله که تو ایران به اسم “اتود در قرمز لاکی” شناخته می شه و لازم نیست بهش بگن “تحقیق درباره اسکارلت” که اتفاقا تو کل رمان موجود یا شیئی به اسم اسکارلت هم اصولا وجود نداره. این آدما رو باید با لگد بفرستن کلاس اکابر نه این که خزعبلاتشون رو تو روزنامه چاپ کنن.

[یک نظر] اينو آیدین در ساعت 9:30 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 30 می 2010

اون ماه اول ترم اول دانشجویی، سر کلاس فیزیک یک، بهنود از ته کلاس صدا می زد “مهندس!” و بعدش ما ده نفری برمی گشتیم طرفش و جواب می دادیم “جون مهندس!!!”. بهنود سال سوم جلوی خونه دختر مورد علاقه اش نفت ریخت رو خودش و کبریت زد و تمام. من هم الآن با یه سری پبمانکار طرف هستم که حتما پشت سرم کلی دری وری بارم می کنن و جلوی خودم “مهندس” از دهنشون نمی افته. استفاده از این کلمه برای احترام یا نشون دادن شان بالا حالم رو بد می کنه.
پ.ن. هیچ وقت تو هندسه شاگرد زرنگی نبودم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:19 نوشت.

1- با سلطان حوادث هوایی که نوپولف 154 باشه اومدم شیراز. جالبه برای این که مسافرا نترسن و سر و صدا نکنن، حتی اسم کامل هواپیما گفته نمی شه. می گن: “به هواپیمای TU154 خوش آمدید”. حالا نمی دونم با چی قراره برگردم.
2- جایی که حافظیه ساخته شده یه قبرستون خیلی قدیمیه و همه هم اینو می دونن. اون چیزی که من نمی دونم اینه که چرا اینقدر زوج های جوان اونجا بودن که گوشه ایوون یا لب پله های این آرامگاه و اون آرامگاه نشسته بودن و از قرار حرفای عاشقانه می زدن.
3- یعنی اون چینی که شبکه شیراز رو طراحی کرده قد یه چینی معمولی هم شعور نداشته. ورداشته بغل خوابگاه دانشگاه شیراز نوک کوه، یه دکل سی متری زده و سرش سایت هوا کرده. دو تا سکتورش که دارن به کوه پوشش می دن، اون سکتور سوم هم به تنهایی به کل شهر اورشوت می ده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:18 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 28 می 2010

“Ridicule is the only weapon which can be used against unintelligible propositions. Ideas must be distinct before reason can act upon them. And no man ever had a distinct idea of the trinity. It is the mere Abracadabra of the mountebanks calling themselves the priests of Jesus.”

Thomas Jefferson

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:46 نوشت.

1- امان از دست این پیمانکارای شیرازی، تا ولشون می کنی می خوان کارو بپیچونن. “مهندس ای دکلو خیلی بلنده، نریم بالا”، “مهندس ای خیابونو یی طرفه اس”، “ماشینو داغ کرده، تعطیلش کنیم” پدرم در اومد از دست اینا.
2- یه مغازه دیدم که نوشته بود: “کالباس کل عباس، سلطان سوسیس و کالباس ایران”!
3- خوابم میاد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:42 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002