مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


پنج‌شنبه، 1 جولای 2021

یه کم حساب کتاب کردم دیدم در واقع حقوقم فرقی نکرده، درآمد اداره مالیات زیاد شده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:11 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 30 ژوئن 2021

اسپاتیفای با این‌که ده سال منو تحت نظر گرفته بازم تمام پیشنهاداش نامریوطن. اما یهو هفته پیش یه پلی‌لیست عمومی پیدا کردم که مثل عصای موسا بقیه پلی‌لیستا رو بلعیده. یه سریش چیزایی بوده که خیلی سال پیش گوش می‌کردم و به مرور فراموش کرده بودم. شنیدنشون مثل کشف دوباره جاییه که تو بچگی رفته باشی. به جز اینا، مابقی پلی‌لیست چیزاییه که باید بیست سال پیش می‌شنیدم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:32 نوشت.

داشت تو آشپزخونه می‌چرخید که سوژه خرابکاری پیدا کنه، رسید به کشوی چایی لیموی کذایی. پرسید این بوی چی بود؟ جعبه رو بهش نشون دادم، یه کم از نزدیک بررسی کرد و پیف پیف‌کنان از آشپزخونه دور شد. از تربیتم راضی‌ام 😂

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:12 نوشت.

مدیرم ساعت هفت و نیم صبح ایمیل زده برای ساعت ۹ جلسه خصوصی گذاشته، عنوانشم گذاشته short information بدون هیچ توضیح اضافه. یک ساعت هزار جور فکر و خیال کردم که چه خوابی برام دیده که این‌قدر فوری باید ابلاغ کنه. بعد اومده تو جلسه می‌گه به نظرم نسبت به کاری که تو تیم می‌کنی حقوقت کم بود، با اچ‌آر چونه زدم برات اضافه حقوق گرفتم! دستت درد نکنه خیلی کار خوبی کردی، اما لازم بود اینقدر استرس بدی؟ جواب گوشتای تن منو کی می‌ده که آب شد؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:57 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 29 ژوئن 2021

Too old to rock ‘n’ roll, too young to die.

دوباره همه زیر سی سال.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:09 نوشت.

اینشتین می‌گه: «دو چیز انتها نداره: نقل قول‌هایی که بعدها ایرانیا از من می‌سازن و جهان، البته از دومیش مطمئن نیستم.»

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:47 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 28 ژوئن 2021

روز اول که رسیدیم رفتیم یه مغازه چایی‌فروشی که پونصد مدل محصول داشت، یه ارل گری با پوست پرتقال گرفتیم که خوب بود و با این که یه کم گرون بود، تمام ده سال گذشته چایی خونه و محل کارمون همین بوده. دیروز رفتم بازم بگیرم، گفت از اون دیگه نداریم به جاش یه چیز دیگه معرفی کرد و گفت شبیه همونه. با ماسک نمی‌شد بو کرد ولی بهش اعتماد کردم و گرفتم. از لحظه‌ای که توی ماشین ماسکمو برداشتم فهمیدم بوی لیموترشش آنچنان قویه که از پشت پاکت می‌ره رو اعصابم. فعلا گذاشتمش گوشه آشپزخونه و هر دفعه از کنارش رد می‌شم به فروشنده نفهمش فحش می‌دم. از اون قبلی نهایت دو روز دیگه ذخیره داریم و منم که طبق معمول از تغییر عادت عاجزم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:55 نوشت.

فقط دانش؟ هر چیز دیگه هم به ثریا مربوط بود یه مردانی از سرزمین همیشه پارس پیدا می‌شدن که برن دنبالش. حالا شما بهترین چیزا رو ببند به بهرام ببین یکیشون می‌ره دنبالش؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:07 نوشت.

The old man then prepares to die regretfully
That old man here is me

اون موقع که اینو نوشتن، هیچ‌کدوم هنوز حتی سی ساله هم نبوده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:45 نوشت.

متاسفانه اطلاعاتمون درباره شومپت به شدت محدوده. تا اینجا صرفا می‌دونیم بعضیاشون می‌تونن صفت کته‌کله بگیرن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:36 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 26 ژوئن 2021

یه پولی از کردیت کارتم طلب داشتم. دو سه روز سایت لگو رو بالا پایین کردم که باهاش برای خودم یه سرگرمی خوب بگیرم، آخرش همشو دادم ملافه و روتختی گرفتم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:49 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 25 ژوئن 2021

هوس کردم مثل قدیمیا نامه بنویسم و نامه بگیرم. روی کاغذ و دست‌نویس، طولانی و از هر دری سخنی. بعد از کشوی میزتحریرم پاکت و تمبر بردارم، روی پاکت آدرس بنویسم و ببرم بندازم تو صندوق پست. اما هرچی فکر کردم دیدم بین همه دوست و آشناها فقط آدرس خونه مامان بابامو بلدم که اونم هر شب باهاشون تصویری صحبت می‌کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:25 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 24 ژوئن 2021

امروز سوم تیر بود؟ فردای انتخابات ۸۴ (مطمئن نیستم مرحله اول بود یا مرحله دوم) بعد از ظهر امتحان پایان‌ترم مدار واسط داشتیم. از صبحش رفته بودم دانشکده و با دو نفر از بچه‌ها درس می‌خوندیم. یکیشون یه مانتوی نوی سفید با گلای قرمز درشت پوشیده بود و نگرانیش از نتیجه انتخابات این بود که شاید دیگه نتونه اون مانتو رو توی دانشگاه بپوشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:49 نوشت.

سال کنکور یه تکنیک من‌درآوردی ساخته بودم که بعد از ظهرا چند دقیقه استراحت کنم و خوابم نبره. چشم‌بسته دراز می‌کشیدم و نفس‌های آروم طولانی می‌کشیدم و می‌شمردمشون. برای تعداد نفس‌ها حد تعیین می‌کردم و آخرش پنج‌تا هم اضافه می‌کردم. جواب می‌داد و بعدا دیدم که جاهای دیگه هم شبیه این تکنیک هست. هنوزم بعضی روزا بعد از نهار ازش استفاده می‌کنم، اما چند وقته که دیگه به خوبی قدیم کار نمی‌کنه. حتما باید بخوابم که بتونم خستگی در کنم. ظاهرا اوضاع سوخت و ساز بدنم یه تغییری کرده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:33 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 23 ژوئن 2021

چرخه شکار و شکارچی و هرم طبقاتی مصرف غذا طی چند میلیون سال شکل گرفته. گیاه‌خواری نظم این سیستم رو به هم نمی‌زنه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:02 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 22 ژوئن 2021

شاید علاقه بین آدما، یه حجم نامنظم بزرگ تو یه اتاق تاریک باشه. مثلا فکر کن همون فیله، اما بزرگ‌تر و بی‌نظم‌تر. طرف مقابل با یه چراغ‌قوه از یه زاویه رندومی نور می‌اندازه روی اون حجم. خود چراغ‌قوه ممکنه نور موضعی داشته باشه یا واگرا، ممکنه نورش ضعیف باشه یا قوی، به حجم نزدیک باشه یا ازش دور باشه، جاش ثابت باشه یا تغییر موضع بده. شکل سایه این ماجرا روی دیوار روبرو، می‌شه برداشت آدم از چیزی که مابین خودش و طرف چراغ‌دار می‌گذره. اون حجم بدون تغییر سر جاش هست، اما هر چراغ‌داری سایه مخصوص خودشو درست می‌کنه. بعضیا یه نور کوتاهی می‌اندازن و می‌رن، بعضیا دائم چراغ‌قوه به دست منتظرتن. اغلبشون حتی خودشون انتخاب نمی‌کنن که چه نوری و از چه زاویه‌ای بتابونن. ما اسمای مختلف روی سایه‌ها می‌ذاریم و بعضی سایه‌ها رو بیشتر از بقیه به چشممون میان. بعضیاش برامون دلنشین‌تره. بعضیاشون به همدیگه شبیهن و بعضیا به وضوح منحصر به فرد. نکته اصلی اینه که شناخت و برداشت ما از اون حجم چندان قائم به خودمون نیست، بلکه بیشتر بستگی به طرف مقابل داره و فرقش با داستان فیل هم همینه. دست آخر همه چراغ‌دارهایی که تو زندگی می‌بینیم دست به دست هم می‌دن که شناخت ما از اون حجم شکل بگیره و حتی سایه‌های دیگه رو بهتر بفهمیم.
خیلی پیچیده شد. راستش خودمم مطمئن نیستم چه نتیجه‌گیری باید از این مدل بکنم و چرا دارم درباره‌اش حرف می‌زنم. بیشتر یه سرنخ بالقوه قلقلک ذهنیه تا جواب چیزی.

[7 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:32 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 21 ژوئن 2021

آدم آرشیو جمع‌کنی هستم، در واقع اهل دور انداختن چیزی نیستم مگر این‌که مجبور بشم. یکیش هم روزنامه و مجله. یه آرشیو بزرگ روزنامه‌های اصلاح‌طلب از سال ۷۸ تا ۸۹ داشتم که یه قسمتش رو زمان دانشجویی برای یه نمایشگاهی دادم به انجمن اسلامی و نمی‌دونم چرا دیگه پس نگرفتم. مابقیش هم سال‌ها بعد مجبور شدم بابت کمبود جا بذارم دم در. اما اون تجربه هم باعث نشد از جمع کردن دست بردارم. یه مقدار زیادی هم مجله دارم که فعلا هستن. هرچی که هست، عواقب این اخلاق تو ایران و بیرون ایران خیلی متفاوته. یه نکته مثبتی که تو ایران بود این بود که مجله‌ها زیاد عمر نمی‌کردن و بالاخره دیر یا زود به هر دلیلی تعطیل می‌شدن. موقعی متوجه این نکته شدم که اینجا اشتراک اکونومیست گرفتم و تعطیل نشد که نشد. تا جایی که دیگه جای نگهداریشو نداشتم و به جای سبک کردن قدیمیا مجبور شدم اشتراکمو قطع کنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:06 نوشت.

از متخصص خفن تقویت‌کننده توانمون پرسیدیم سری ولترا چیه، گفت: Just a polynomial named after an Italian guy.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:10 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 20 ژوئن 2021

آدم تو بیست سالگی فکر می‌کنه همیشه همون طور که هست می‌مونه. یه روز دم چهل سالگی می‌ره جلوی آینه و می‌بینه قسمت‌های زیادی از جسم و ذهنش نسبت به اون خود بیست ساله تغییر کرده. حالا یکی ممکنه از این تغییرات خوشحال باشه، یکی ناراحت. کاری به این ندارم. اما عجیبه که بازم خیال می‌کنه دیگه تغییر تموم شده و همینی که هست می‌مونه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:59 نوشت.

این که شما تناقض دارین اولش به خودتون مربوطه. اما وقتی تناقضتونو تو یه شبکه اجتماعی پست می‌کنین دیگه به ما مربوط می‌شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:45 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002