مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 

نوشته‌های آیدین:

چهارشنبه، 2 فوریه 2022     

چهار سال بود که به تناوب با یه مساله‌ای کشتی می‌گرفتم. روزی که صورت مساله رو عوض کردم، ظرف نیم ساعت یه راه حل براش پیدا کردم. ایده‌آل نیست، اما کارم راه می‌افته. حالا بیشتر از قبل به کتاب فارسی دسترسی دارم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:20 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 2 فوریه 2022     

بعد از ۱۸ سال، دوباره آبی رو دیدم. بازم دوستش داشتم. اما این بار برداشتم از فیلم با دفعه پیش فرق داشت. آدما رو یه جور دیگه می‌دیدم و شاید بشه گفت بیشتر درک می‌کردم. جالبه که تجربه زندگی می‌تونه همچین اثری داشته باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:02 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 28 ژانویه 2022     

تجربه: تخم‌مرغ عسلی زمین‌خورده به همون اندازه تخم‌مرغ خام کثافت‌کاری داره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:12 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 24 ژانویه 2022      The mirror and the light

تموم شد. خوندنش بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم طول کشید. در واقع شاید می‌تونست حدود ۱۵٪ کوتاه‌تر باشه. اما به هر حال موقع خوندنش خوش گذشت. یادت میاره اون «فلانی که بود و چه کار کرد» کتاب تاریخ، یه آدمی پشتش بوده، یه احساسات و حساب و کتابی داشته، یه تصمیماتی گرفته، یه مجسمه صرف و سه خط وقایع‌نگاری نبوده. تا لحظه آخر درست نشسته بودیم تو مغز شخصیت اول و هم ورودی‌هاش رو می‌دیدیم هم مدل فکر کردنش. به اضافه این، تعلیق درست کردن تو داستانی که پونصد سال پیش اتفاق افتاده و خواننده ازش خبر داره، کار آسونی نیست. تا حدی که توی فصل آخر هر لحظه دوست داشتم که یهو یه چیزی عوض بشه و ماجرا جور دیگه‌ای تموم بشه. اینم دوست داشتم:

If a man should live as if everyday is his last, he should also die as if there is a day to come, and another after that.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:05 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 20 ژانویه 2022     

به نظرم هیچ ظرافت و خلاقیتی تو آشپزی هندی به کار نرفته. یه سری ادویه ثابت که تا خرتناق به هر چیزی اضافه می‌شه، یه جوری که اصلا مزه مواد اصلی غذا مشخص نیست. مرغ، گوشت، سبزی، پنیر، آجر، هرچی که باشه همین ادویه‌ها رو می‌زنیم اون قدر که مزه غالب باشه، بعدم با تندی ادویه یه بلایی سر سیستم چشایی و گوارشت میاریم که کلا ریست بشه. واقعا محبوبیتش برام قابل درک نیست. چرا باید سر هر خیابون یه رستوران هندی باز کنن؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:20 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 17 ژانویه 2022     

تکرار مکرراته. اما دیگه از درک معنی و ابعاد زمان عاجزم. یه عکس از تولد ۱۹ سالگیم هست. انگار همین دیروز باشه. به یه چشم به هم زدن گذشته. حالا زمان اون عکس به تولدم نزدیک‌تره تا الآن. اما خیلی طول کشیده بود تا به اونجا برسم. روزی که اون عکسو گرفتیم، آدمایی دور و برم بودن که بعضیاشونو بیشتر از ده ساله ندیدم، اما هنوز احساس نزدیکی دارم بهشون. اگه اون موقع یکی همسن الآنمون می‌دیدم فکر می‌کردم خیلی بزرگه، حتی پیره. اما الآن حس می‌کنم خیلی هم از اون آدم تو عکس دور نیستم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:48 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 14 ژانویه 2022     

رفته بودیم سینما بامزی ببینیم. گفت اگه کسی به جز خود بامزی از عسل مخصوصش بخوره، سه روز دل‌درد می‌گیره. یه بچه‌ای از وسط سالن گفت خب خیلی هم زیاد نیست.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:15 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 13 ژانویه 2022     

سال اول دانشگاه دوتا جلسه سیاسی رفته بودم و سه تا روزنامه خونده بودم، خیال می‌کردم دیگه می‌تونم عمق مسایل رو یه جوری ببینم که هیچ‌کس ندیده. یه مدت کوتاهی شروع کرده بودم برای خودم تحلیل وقایع روز می‌نوشتم. یه جزوه‌ای بود که بالای صفحه اولش درشت نوشته بودم «تح‌لیل‌ها». محتواش یادم نیست ولی مطمئنم چرند بوده. امیدوارم یه جایی در طول زمان نابودش کرده باشم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:09 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 12 ژانویه 2022     

دندونپزشکه زنگ زده می‌گه می‌خوای به جای ده روز دیگه که وقت گرفتی، امروز بیای؟ نمی‌فهمن آدم فقط یه هفته باید وقت بذاره تا آمادگی روحی کسب کنه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:38 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 11 ژانویه 2022     

Don’t look up به نظرم فیلم بیخود و رواعصابی بود. کیفیت ساخت و بازی‌ها باسمه‌ای بود. ولی بدتر از اون، نگاه آمریکامحور سرتاسر فیلم بود. این فرض که تمام دنیا لنگ یه رئیس‌جمهور تعطیل آمریکایی می‌مونن و از خودشون نه عقل دارن نه اختیار، اذیتم می‌کرد. مهم هم نیست که این فرض درسته یا غلط. در هرصورت چیزی از اذیتش کم نمی‌شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:59 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 7 ژانویه 2022     

دقیقا دو ساعت بعد از وقتی که منتظرشون بودیم اس‌ام‌اس زده که ببخشید من سرم درد می‌کرد، خواب بودم، یادم رفته بود. حالا شوهرم و دخترم راه افتادن دارن میان. یعنی حتی عقلش نرسید که شاید ما یه برنامه دیگه‌ای داشته باشیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:42 نوشت.
.............................................................................................

جمعه، 7 ژانویه 2022     

آدمی که همین‌جوری هم حوصله‌شو ندارم، قراره برای اولین بار بیاد خونه ما و تا الآن ۴۵ دقیقه تاخیر داره و خبری هم نداده که کجاست. اگه مطمئن نبودم که بعدا چشم تو چشم می‌شیم، دیگه در رو باز نمی‌کردم براش.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:18 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 5 ژانویه 2022     

خیلی سال پیش، یکی دو بار با گروه کوهنوردی دانشگاه رفتم کوه. یه چیز جالبی که اونجا یاد گرفتم سیستم جلودار و عقب‌دار بود. یه نفر که با مسیر آشنا باشه جلو می‌ره و یه نفر با تجربه‌تر آخر از همه میاد که کسی جا نمونه. هفته پیش در عمل کارآمدی این سیستم رو دیدم. سه نفر بودیم که ترتیب خاصی هم رعایت نمی‌کردیم و به نظرمون همه چیز تحت کنترل بود. اما موقعی که اتفاقا با ترتیب این سیستم پایین می‌رفتیم، برای نفر وسط یه اتفاق غیرمنتظره پیش اومد و خیلی سریع‌تر از هر ترتیب دیگه‌ای تونستیم ماجرا رو جمع کنیم. باید ببینم جای دیگه‌ای هم می‌شه ازش استفاده کرد یا نه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 23:01 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 30 دسامبر 2021     

بین تجهیزات اسکی، باتوم کم‌ارزش‌ترین و کم‌استفاده‌‌ترینه. محکم بهش چسبیدن می‌تونه به شکستگی مچ یا دررفتگی کتف منجر بشه. با این همه، بازم این اتفاقا می‌افته. تو اون لحظه که داره اتفاق می‌افته، چی تو ذهن آدم می‌گذره؟ نمی‌دونم، برام پیش نیومده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:27 نوشت.
.............................................................................................

سه‌شنبه، 28 دسامبر 2021     

یا رب سببی ساز که یارم به ملامت
باز آید و برهاندم از بند سلامت

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:32 نوشت.
.............................................................................................

پنج‌شنبه، 23 دسامبر 2021     

به این سن رسیدم، هنوز اینایی که سینه مرغ رو ترجیح می‌دن درک نکردم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 22 دسامبر 2021     

کلا یه جور عجیبی دوست نداشتم تو خونه کسی سر از کارم دربیاره. یکی دو سال آخر دبیرستان هم هر وقت کسی می‌پرسید چه رشته‌ای می‌خوای بخونی، می‌گفتم رشته آشی و با مسخره‌بازی از روی سوال می‌پریدم. روزی که باید برگه انتخاب رشته رو تحویل می‌دادیم مثل باقی اون تابستون دیر از خواب بیدار شدم. داشتم لخ‌لخ‌کنان آماده می‌شدم که برم که مامان گفت بابات گفته سر راه بری شرکت پیشش. اونجا بابا و یکی از همکاراش گفتن حالا برگه رو بیار، توضیح بده که با چه استدلالی اینا رو مرتب کردی. از صدتا انتخاب ممکن، فکر کنم کلا پنجاه‌تا پر کرده بودم. نشستم توضیح دادم، اونام گوش کردن و یه کم برگه رو بالا و پایین کردن. بعد گفتن اما اینی که گذاشتی ردیف ۱۸، با استدلال خودت باید ۱۱ باشه. اینم خودم می‌دونستم که هیچ دلیل منطقی برای پایین بردن اون انتخاب نداشتم. یازدهمی هم چیزی بود که محال بود با اون رتبه قبول بشم و فقط برای پر کردن صفحه بود. همون‌جا با پاک‌کن و مداد، جای ۱۸ و ۱۱ رو با هم عوض کردم و رفتم برگه رو تحویل دادم. نتیجه‌ این شد که همون رشته ۱۸ سابق و ۱۱ جدید قبول شدم. اگه جابجا نکرده بودم، می‌افتادم عمران علم و صنعت (شماره ۱۵) و تمام بیست و یک سال گذشته زندگیم یه جور دیگه بود. عمران آخه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:35 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 20 دسامبر 2021     

ای پیر خرابات، ای صاحب کرامات
کی شود این شهر آباد؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:28 نوشت.
.............................................................................................

چهارشنبه، 15 دسامبر 2021     

گزینه‌های دندونپزشکم: «می‌تونی همین الآن بکشی. وگرنه باید عصب‌کشی بشه و بعد روکش کنی. اما اوضاعش یه جوریه که ممکنه بازم مجبور بشی بکشی. حالا وقتی کشیدی دوتا گزینه داری. یا ایمپلنت می‌کنی یا اصلا بیخیالش می‌شی. تحت پوشش بیمه نیست و مردم بدون این دندون زنده می‌مونن. شاید هم اصلا دندون عقلت به جاش دربیاد. حالا دیگه انتخاب با خودته که چقدر می‌خوای خرج کنی.»
تقصیر خودمه که اختیارمو دادم دست این کلاهبردارا که بهم گزینه بدن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:17 نوشت.
.............................................................................................

دوشنبه، 13 دسامبر 2021     

آن پادشاه که مال رعیت خورد گداست

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:26 نوشت.
.............................................................................................

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002