شنبه، 6 آگوست 2005
موسیقی فعلا عوض شده. امیدوارم به این زودیا فیلتر نشه.
مال سریال Against the wind بوده که تلویزیون خودمون هم نشون می داد.
|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:شنبه، 6 آگوست 2005موسیقی فعلا عوض شده. امیدوارم به این زودیا فیلتر نشه. پنجشنبه، 4 آگوست 2005اون وقتا که بسیج دانشجویی با محوطه صندلی چمن دانشکده مشکل داشت، اسمشو گذاشته بود “حریم مهرورزی”. کجان که ببینن یکی از اصول دولت رئیس جمهور بسیجیمون، شده “مهرورزی با بندگان خدا”؟ [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:50 نوشت.پنجشنبه، 4 آگوست 2005If I were a minstrel I’d sing you six love songs If I were a nobleman I’d bring you six carriages But I am a simple man, a poor common چهارشنبه، 3 آگوست 2005مرگ بر فیلترینگ. سپنتای لعنتی بعد از geocities، ورداشته sharemation رو هم بسته. می خواستم بعد از مدت ها موسیقی رو عوض کنم. کسی یه هاست مجانی درست حسابی سراغ نداره؟ آخرش آدمو مجبور می کنن که دست تو جیبش بکنه! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 20:19 نوشت.چهارشنبه، 3 آگوست 2005اصولا از مردن آدما خوشحال نمی شم. الآنم بیشتر از همه دارم به بچه پنج روزه ای فکر می کنم که دیروز باباشو وسط خیابون کشتن. هرقدر هم که یه نفر آدم بدی باشه، فکر نمی کنم این راه خوب کردنش باشه. خشونت، خشونت میاره و حماقت، حماقت. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:31 نوشت.چهارشنبه، 3 آگوست 2005منم عاشق انتظار کشیدن یکشنبه، 31 جولای 2005دو روزه که پلک چپم مدام در حال پریدنه. یادمه که یه تعبیر خرافی داشت، ولی یادم نیست تعبیرش چی بود. پرش پلک جلوی مانیتوری که خودش گاهی پرش داره چیز چندان جالبی نیست. یکشنبه، 31 جولای 2005پدرم دراومد تا بالاخره فهمیدم مشکلش چیه. کی فکرشو می کرد yahoo messenger با flash player مشکل داشته باشه و به همین دلیل اجرا نشه؟ شنبه، 30 جولای 2005آخه حتی اون کره الاغ کدخدا هم که یورتمه می رفت تو کوچه ها، موقع شبیه سازی پروژه اش با fatal error مواجه نمی شد که مجبور بشه صد و شصت مگابایت سرویس پک داونلود کنه. من بدبخت برای چی باید این بلا سرم بیاد؟! [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:53 نوشت.شنبه، 30 جولای 2005مثلا فرض کنین که یه شب همه خواب شما رو ببینن. حالا بشینین حساب کنین که دیدن شما توی خواب برای کی کابوس حساب می شه، برای کی خواب خوب؟ نتیجه اش رو لازم نیست به کسی بگین، برای خودتون نگه دارین. شاید برای خودتون جالب باشه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:52 نوشت.جمعه، 29 جولای 2005Whenever I dance with the girl I love Whenever I dance with the girl I love I never hear the music play جمعه، 29 جولای 2005
یکشنبه، 24 جولای 2005دوستان توجه داشته باشن که اگه می خوان ISI رو ترجمه کنن، به جای “تداخل درون سمبلی” از “تداخل بین سمبلی” استفاده کنن. ضمنا فکر کنم مسخره ترین چیزی که می شه به جای “steep band-pass filter” گذاشت، “فیلتر میان گذر با مشخصه بسیار شاق” باشه. “Ultra “Wide Band هم “باند مافوق پهن” نیست و فوقش “باند فوق پهن” باشه. هرجایی هم که RF دیدین منظورش این نبوده که حتما انتشار داریم. “complex envelope” هم “بسته مخلوط” نیست و “پوش مختلط” درسته. اینو دیگه من نباید بعد از ده ترم بهتون بگم. realization هم همیشه “فهم” نیست، گاهی وقتا “تحقق” می شه. experimental هم “پیشرفته” نیست. “Band spreading” هم “باند گسترش” نیست، حتما که نباید ترتیب کلمات توی فارسی و انگلیسی یکی باشه. “High resolution ranging” هم یهویی تبدیل نمی شه به “وضوح بالا”. “Diversity reception” هم اگه نفهمیدین چیه، نباید یهو از کتاب حذف بشه، باید بذارین از یکی دیگه بپرسین. “referred to as DS-CDMA” هم نمی شه “به DS-CDMA برمی گردد”. شنبه، 23 جولای 2005توی اخبار روزنامه یه چیزای خوبی پیدا می شه که اصلا راست کار وبلاگ نوشتنه. اونم این وبلاگ مستطاب. حالا امروز اینارو داشته باشین، فردا اگه وقت کردم بیشتر می نویسم. شنبه، 23 جولای 2005خواندن یا نخواندن. مساله این است. پنجشنبه، 21 جولای 2005I was born from the sound of the strings سهشنبه، 19 جولای 2005نمی دونم چرا هرکی به تور من می خوره باید یه تخته اش کم باشه. اول که سوار شدم یه ماشین دیگه داشت پشت سرش بوق می زد، اینم زیرلب یه فحش آلمانی داد و راه افتاد. بعد دیگه شروع کرد به حرف زدن: “حالا بوق می زنی که چی؟ بوق نیست که. انگار شیپور گاندولفه. دیدین دیگه. ارباب حلقه ها رو می گم. چقدر خالی بندیه. یارو رو از چدن درست می کنن بعد یهو گوشت و خون پیدا می کنه. چقدرم ترسناک می شه. بابا تو دیگه کی هستی؟ عین دراکولا! آخه اینقدر خالی بندی می کنن که چی؟” بعد شروع کرد به خوندن سوره توحید. بعد وسطاش یهو دستش رو بلند کرد و یه صدایی ترسناکی دراورد. بعد یهو شروع کرد به خوندن یه شعری در وصف لیلی جان. بعد یه خانومی کرایه کم داد و پیاده شد. آقای راننده دوباره شروع کرد و گفت: “اینم که کم داد. امروز همه کم پول می دن. همه کمر به قتل من بستن. بابا تو دیگه کی هستی؟” تا این موقع رسیده بودیم به میدون کتابی ترافیک اول جلفا. یهو ترمز کرد و زد دنده عقب، دنده هم موقع جا رفتن یه صدایی داد. “بیا! دنده هم شاکی شده. آخه ما تو این ترافیک بمونیم، اون طرفیا برن؟ خیلی ستمه. ببین دنده هم از ستمکاره خوشش نمیاد. ستمکاری بود.” بعد زد زیر آواز و “ستمکاری کار توئه” خوند. هر چهار تا جمله ای هم که می گفت، وسطش یه “بابا تو دیگه کی هستی؟” اضافه می کرد. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 15:15 نوشت.سهشنبه، 19 جولای 2005مسابقات بولینگ قهرمانی کشور در سطح افتضاح برگزار شد. کلا هم بیست نفر تماشاچی داشت که هشت نفرش ما بودیم. ما هم نیم ساعت بیشتر نتونستیم تحملش کنیم. شنبه، 16 جولای 2005مثلا هزارسال دیگه باستان شناسا ضمن کاوش هاشون در حوالی سیدخندان امروزی، به آثاری از یه سلسله پادشاهی برمی خورن که تاحالا هیچ اطلاعی ازش نداشتن. شنبه، 16 جولای 2005یه آقایی امروز جلوی ساختمون بنیاد مستضعفان وایستاده بود کنار خیابون و یه مقوای بزرگ قدی گرفته بود دستش و روش نوشته بود: “جانبازم. بیچاره ام. به دادم برسید.”
| ||||