جمعه، 10 سپتامبر 2021
وای چقدر این «شیر نر خونخواره» خوراک بازی کلامیه، اگه اسلام دست و پای منو نبسته بود.
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:45 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:جمعه، 10 سپتامبر 2021وای چقدر این «شیر نر خونخواره» خوراک بازی کلامیه، اگه اسلام دست و پای منو نبسته بود. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:45 نوشت.جمعه، 10 سپتامبر 2021مطمئنم هدف این جلسه اینه که یه کار جدید بندازن گردنم. اگرم جلسه رو بپیچونم میفهمن که فهمیدم و گیرم میارن. خلاصه در کف شیر نر خونخواره و باقی قضایا. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:40 نوشت.چهارشنبه، 8 سپتامبر 2021اونقدر از دور ریختن خوراکی بدم میاد که وقتی دیدم بیشتر از دوز لازم براش شربت سینه ریختم، اضافهشو خودم خوردم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:40 نوشت.سهشنبه، 7 سپتامبر 2021یه فیلم سی ثانیهای کافیه که ببینی بعد از بیست ماه هنوز جای زخمش تازهاس. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:55 نوشت.سهشنبه، 7 سپتامبر 2021بعد از مدتها خواب پیچیده طولانی دیدم. تقریبا میدونم تمام المانهاش از کجا اومده بودن، به جز اون دو نفری که کشته بودم و امیدوار بودم کسی نفهمه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:30 نوشت.یکشنبه، 5 سپتامبر 2021از دو نفر قیمت گرفتم، یه رقمی گفتن که خسیسیم گل کرد. مابقی آخر هفته به سوراخ کردن سقف گذشت. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:37 نوشت.شنبه، 4 سپتامبر 2021هشت نفری سر ظهر تازه رسیده بودیم شمال. بار و بندیلمون رو خالی کردیم و چون با خودمون غذا اورده بودیم مستقیم رفتیم سر میز نهارخوری. همینجور که نشسته بودیم داشتیم غذا میکشیدیم صدای باز و بسته شدن در ورودی اومد. یه کم همدیگه رو نگاه کردیم و گفتیم شاید باغبون اومده، اسمشو صدا کردیم ولی جوابی نیومد. گفتیم پس لابد کسی تو بوده و رفته بیرون. از اونجایی که نشسته بودیم جلو و عقب ساختمون دیده میشد و اگه کسی از حیاط میرفت بیرون باید میدیدیمش. باز یه کم از پنجرهها نگاه کردیم و کسی رو ندیدیم. شونه بالا انداختیم و مشغول نهار شدیم، انگار نه انگار که همگی صدا رو شنیده بودیم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:23 نوشت.شنبه، 4 سپتامبر 2021ازگل مخلوقات. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:23 نوشت.جمعه، 3 سپتامبر 2021اول برام فانتزی بود، ولی از وقتی فهمیدم کوسه میتونه تمام عمرش دندون جدید دربیاره حالم گرفته شد. مثلا اشرف مخلوقاتم هستیم خیر سرمون. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:47 نوشت.سهشنبه، 31 آگوست 2021با سرعت عمل مثالزدنی، بعد از چهار سال که تو این خونهایم تصمیم گرفتیم برای پنجرههای هال و آشپزخونه پرده بزنیم. دو سه ماه هم برنامهریزی کردیم تا پریروز که دریل به دست رفتم بالای نردبون که پروژه افتتاح بشه. اما بتن نامرد محکمتر از اونی بود که فکر میکردم. تا الآن از شونزدهتا سوراخی که باید رو سقف بزنیم شیشتاش درست شده و دوتاش هرکار میکنم دریل جلو نمیره و هشتتا هم منتظرن تکلیف قبلیا روشن بشه. منم با لقوه و شنوایی مختل شده و یه مشت ماهیچه کوفته ختم فاز اول پروژه رو اعلام کردم. ظاهرا باید با گردن کج یه نفرو بیارم که برام دریل کنه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:12 نوشت.سهشنبه، 31 آگوست 2021کیندل منو برداشته میگه میخوام برات کتاب بخونم. الکی صفحه عوض میکنه و «یه موشه با مامان و باباش رفته بودن تو یه غار که یه هیولا دیدن و دویدن رفتن تو یه غار دیگه. اونجا یه روح اومد دنبالشون، جیغ زدن رفتن یه غار دیگه. تو این یکی غار گرگ دیدن، باز جیغ زدن رفتن و دویدن بیرون. آخرش رفتن خونه، کلی شیرینی و شکلات و بستنی خوردن». [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:59 نوشت.دوشنبه، 30 آگوست 2021تو یه شهری صد و پنجاه کیلومتری جنوب اینجا بزرگ شده. بعدا برای دانشگاه اومده اینجا و تشکیل خانواده داده و دیگه موندگار شده. پریروز میگه: «آره، با دردسرای مهاجرت آشنام. تجربهشو دارم». من هیچ، من نگاه. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:26 نوشت.دوشنبه، 30 آگوست 2021مربای آلبالوی خونگی آنلاک شد و راضیام. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:23 نوشت.یکشنبه، 29 آگوست 2021تو کتابا، پوارو یه دوست نویسنده داره که داستانای جنایی مینویسه و یه کارآگاه فنلاندی داره. این سوئدیای از آب کرهگیر، تبدیلش کردن به فنلاندی سوئدیزبان و هشت قسمت سریال ازش ساختن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:01 نوشت.شنبه، 28 آگوست 2021از من به شما نصیحت: وقتی میخواین مونتهکارلو بزنین، اول ببینین یه دورش چقدر طول میکشه بعد تعداد تکرارشو انتخاب کنین. الآن سه روزه نمیتونم کامپیوترو خاموش کنم. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:41 نوشت.پنجشنبه، 26 آگوست 2021گونیلا بریستروم هم مرد و خلقی تو سوئد عزادار شدن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:29 نوشت.پنجشنبه، 26 آگوست 2021یهو یادم اومد که لای صفحه ۸ یا ۸۸ مکتوب یا شایدم مکتوب ۲، یه چیزی گذاشتم که گم نشه. اما این که چی بود و چه جوری رسیده بود دست من، دقیق یادم نیست. حتی نمیدونم خود این کتابا کجا رفتن. احتمالا از بعد اسبابکشی سال ۸۴ دیگه ندیدمشون. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:57 نوشت.پنجشنبه، 26 آگوست 2021چند ماه آخری که دانشگاه بودم سخت گذشت. رئیس گروه ناغافل مرده بود و چند میلیون یورو بودجهای که از اتحادیه اروپا داشت و عملا خرج گروه رو تامین میکرد لغو شده بود. کلا روحیه گروه خراب بود، مابقی استادای گروه دنبال این بودن که از یه جایی پول بگیرن و برای دانشجوها وقت نداشتن. منم از چند ماه قبلش روی یه پروژهای کار میکردم که ایده همون استاد مرحوم بود و به جز خودش کسی زیاد ازش سردرنمیآورد و کاملا تو گل گیر کرده بودم. یه روز صبح سر کار یهو سرگیجه گرفتم، سرمو گذاشتم روی میز و دفعه بعدی که چشممو باز کردم کف اتاق افتاده بودم و صندلیم یه طرف چپه شده بود و بقیه گروه داشتن میدویدن این طرف اون طرف که آب قند بیارن و اورژانس خبر کنن و ببینن چی به چیه.* چهارشنبه، 25 آگوست 2021همیشه هرجا درباره ساعت هوشمند صحبت میشد، میگفتم به نظرم چیز بهدردبخوری نیست که پول خرجش بشه. پارسال اوایل این بساط کرونا که تازه خونهنشین شده بودیم و حوصلهام سر رفته بود یه پیشنهاد دیدم با ۳۵ درصد تخفیف و پرداخت ۱۲ ماهه بدون بهره. شرایطش چنان خوب بود که گول خوردم و چیزی رو که همیشه گفته بودم به درد نمیخوره، خریدم. همون هفته اول هم از خریدم پشیمون بودم، اما بازم چون قیمت ماهیانهاش خیلی کم بود حسش نبود که ببرم پس بدم و موند بیخ ریشم. گاهی وسوسه میشدم که دست دوم روی فیسبوک بفروشمش، اما بازم تنبلی مانع بود. امسال اوایل تابستون یه روز بعد از استخر تاچ نصف صفحه از کار افتاد و مجبور شدم صفحهاش رو عوض کنم. دوباره رفتیم تو آب و این بار کلا خاموش شد و دیگه روشن نشد. باز بردمش تعمیرگاه و وقتی تعمیرش دو هفته طول کشید ته دلم امیدوار بودم نتونن درستش کنن. پریروز بالاخره از تعمیرگاه ایمیل زدن که پولتو کامل پس میدیم، بیخیال این ساعت بشو. سهشنبه، 24 آگوست 2021یهو زد به سرم که به جای پودر لباسشویی، مایع لباسشویی بگیرم. اما اشتباهی نرمکننده از آب در اومد و حالا دوتا مارک مختلف نرمکننده داریم. لباسامون تمیز نمیشن اما عوضش خیلی نرم میشن. [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:58 نوشت.
| ||||