چهارشنبه، 20 جولای 2011 دکتر حکاک
دفعه آخری که تو اتاق دکتر حکاک بودم فکرش رو هم نمی کردم که کلا آخرین بار باشه. اولین باری که دیدمش پنج دقیقه به کلاس مخابرات ماهواره ای مونده بود و داشت توی بوفه دانشگاه با عجله ساندویچ ژامبون می خورد که بعد بیاد سر کلاس ما. آخرین بار هم سه چهار ماه پیش برای گرفتن توصیه نامه رفته بودم دفترش که یخچال کوچیک گوشه اتاق بیشتر از همه چی توجهم رو جلب کرد. پیرمرد نازنین همیشه خندونی بود با لهجه منحصر بفرد که خبر فوتش قطعا یکی از خبرهای ناخوشایند این روزها بود.
اینو آیدین در ساعت 17:24 نوشت.