یکشنبه، 20 آگوست 2006
از مگس احمق تر هم پیدا می شه؟ از اول شب که رفتم بخوابم خودش رو می کوبید به شیشه که بره بیرون و هی صدای وزوزش در میومد. صبح که بیدار شدم بازم داشت خودش رو می کوبید به شیشه. منم تنبل، صدای وزوزش رو اعصاب بود ولی حال نداشتم دستم رو دراز کنم بکوبم تو سرش. صبح که نگاهش می کردم، به نظرم اومد از بس خورده به شیشه یه مقدار پهن شده!
اینو آیدین در ساعت 11:50 نوشت.