پنجشنبه، 29 ژوئن 2006
می گن عمو حسن از حموم در اومده و نشسته رو مبل، بعد خانومش رو صدا کرده و گفته چرا اینجوری می شم؟ تا خانومش بخواد بپرسه چه جوری، مرده بوده. هیچ وقت کسی نفهمید منظورش از اینجوری، چه جوری بوده. ولی فکر کنم این مساله بیشتر از همه، برای من سوال باشه. ضمنا حالا هروقت یه جوری می شم که توصیفی براش ندارم، می ترسم بمیرم یهو!
اینو آیدین در ساعت 21:20 نوشت.