چهارشنبه، 9 مارس 2005
یاد کرکس هایی می افتم که تو ارتفاع زیاد، دور طعمه در حال مرگ می چرخن. فکرای جورواجور توی سرم همون جوری می چرخن. کرکس ها حرکاتشون رو با صدای Barber of seville که از دور میاد، هماهنگ کردن.
انتظار چی رو می کشم که کرکس ها رو منتظر نگه داشتم؟
اینو آیدین در ساعت 19:14 نوشت.