پنجشنبه، 13 نوامبر 2003
همین روزا بالاخره یا گواهینامه امو پلیس می گیره و سوراخ می کنه و می اندازه گردنم، بعدم منو باهاش دور شهر می چرخونه!
یا اینکه موقع رانندگی، بر اثر یه عملیات ژانگولر می میرم. باحالیش اینه که تصادف نمی کنم، فقط یهو می بینم که قلبم از شدت هیجان وایستاده!
اینو آیدین در ساعت 15:12 نوشت.