شنبه، 13 جولای 2002
ما بر گشتیم ایشالا از چند ساعت دیگه شروع می کنم به دری وری گفتن، هرچند یه هفته هستش که دارم صبح تا شب دری وری می گم. یه سفرنامه هم نوشتم به عنوان سوغاتی. ایشالا هر روزشو یه روز می نویسم اینجا تا یه هفته. فعلا با اجزه برم یه دوشی بگیرم.