مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


پنج‌شنبه، 7 جولای 2022

حالا ما بچه بودیم، باغ وحش تهران از جردن جمع شده بود و می‌دونستن رفته یه جایی تو کرج، ما بچه‌ها رو برداشتن که ببرن باغ وحش. کنار اتوبان کرج از یکی آدرس پرسیدن، اونم یا بلد نبود یا هرچی، ما رو فرستاد همین کاخ مروارید که الآن خالی و مخروبه افتاده. سرپا و سرزنده. حتی تو حافظه من یه محوطه بزرگی توش بود که پرنده داشت و یه حوض داخلی بود که پر ماهی بود. نمی‌دونم کجای راه، کی تصمیم گرفت که به این روز بندازتش.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:59 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 5 جولای 2022

متاسفانه اصلا یادم نیست دمپایی شرکتم کجاست. اون عادت پسندیده هم باید دوباره احیا بشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:22 نوشت.

به اندازه کافی از دورکاری مطلق فاصله گرفتیم که دوباره بساط چایی خودمو راه بندازم و از شر چایی کیسه‌ای خلاص بشم.
پ.ن. قدم بعدی: ساقه طلایی.

Teacup

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 10:26 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 4 جولای 2022

جای خالی سلوچ تموم شد. با این که معلوم نیست حضورش چه جور حضوری بوده، جای خالیش تو تمام طول کتاب محسوس بود. غم و رنج تو سرتاسر کتاب جوری پخش بود که فرصت نفس کشیدن برای خواننده نبود. چندتا از صحنه‌های استیصال کم‌نظیر بودن. اما کتاب خوب تموم نشد. در مجموع به جز صفحه آخر کتاب، مابقیشو دوست داشتم. پایان باز به نظرم مناسب‌ترین انتخاب برای چنین داستانی بود، اما یه رگه‌هایی از ستوان پاول (کلافگی و بی‌حوصلگی نویسنده برای تموم کردن داستان) توش بود که تو ذوق می‌زد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:49 نوشت.

انگار همین دیروز بود که پوشکشو باز کرده بودن که هوا بخوره، روی تخت بازی می‌کرد، معلق می‌زد و قهقهه می‌زد. بهش می‌گم ببینمت. می‌گه :تازه رفتم سر کار، با پولای کارم میام.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:32 نوشت.

توالت هواپیما قدیما بزرگ‌تر بود. اقلا این‌قدر تنگ نبود. من بزرگ شدم یا بیشینه کردن درآمد تا اینجا هم نفوذ کرده؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:31 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 26 ژوئن 2022

اون‌قدر‌ هوا گرمه که چایی سرد نمی‌شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:41 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 22 ژوئن 2022

رفتم ادکلن خریدم، طبق معمول یه مشت اشانتیون ریخت تو کیسه. اومدم خونه می‌بینم یکیش کرم ضدپیری مردونه‌اس. پیر خودتی و هفت جدت.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:12 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 20 ژوئن 2022

همیشه کارش همینه. یه جلسه نیم‌ساعته می‌ذاره تو تقویم، بعد که رفتی تو جلسه تا جایی که بتونه نگهت می‌داره. این سری گذاشته بود از یازده و نیم تا دوازده. بهش گفتم خوبه، مخصوصا که من باید راس ۱۲ برم جایی. تغییرش داد به ده تا یازده و نیم، بدون این‌که به روش بیاره که یهو زمان موردنظرش سه برابر شده.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:46 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 13 ژوئن 2022

تهش کجاست؟ چرا نمی‌تونیم یه دقیقه دغدغه نداشته باشیم؟

[2 نظر] اينو آیدین در ساعت 21:39 نوشت.

سالی دو بار آموزش ایمنی داریم و هربار کلی تاکید روی تجهیزات و ایمنی دکل‌بند هست. حتی اونی که پایین دکل منتظر می‌مونه هم باید اقلا کلاه داشته باشه. حالا این آموزش هیچ ربطی هم به کار من که تمام سال پای کامپیوتر نشستم نداره. اما هربار یاد ده دوازده سال پیش می‌افتم که تو ایران چقدر با دکل‌‌بند سر سایت رفتم و طرف نه کلاه داشت، نه کمربند، نه قلاب، نه دستکش. فرمالیته بهش می‌گفتیم با تجهیزات برو بالا، می‌گفت لازم نیست و دیگه مبحث ایمنی تموم می‌شد. چقدر خر بودیم و چقدر شانس اوردم که اقلا زیر دست من اتفاقی نیفتاد.
پ.ن. چند ماه بعد از اینکه من از اون شرکت اومدم بیرون، آچار از دست دکل‌بند افتاد روی سر یکی از بچه‌ها که پایین دکل منتظر بود و کشتش.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:22 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 24 می 2022

می‌گه ثمین نصرت گفته موقع آشپزی باید دائم نتیجه رو چشید و طبق اون تصمیم گرفت. حالا من هیچی، جواب سیمور و نقاش موفرفری رو چی‌ می‌دی؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:58 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 20 می 2022

برای فهم شر و ور بودن یوروویژن کافیه آدم آهنگای امسال اوکراین و فنلاند رو گوش کنه و بعد رتبه‌هاشون رو ببینه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:54 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 19 می 2022

جای خالی سلوچ برام سنگینه. این همه غصه و ناراحتی برای یه ذره وقتی که قبل از خواب برای مطالعه دارم زیاده. جدی جدی دارم وسطش ویل کاپی می‌خونم که تجدید قوا کنم و دوباره برگردم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:08 نوشت.

با یارو نشستم تو جلسه جدی، داریم درباره پرزنتیشن فردا برای مدیرای ارشد صحبت می‌کنیم. اما حواس من همش به موهای دماغشه که انگار شصت ساله که کوتاه نشدن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:04 نوشت.

گاهی تو جلسه‌ها می‌دیدمش. یه آدم قدبلند چهارشونه با ماهیچه‌های بازوی ورزیده. این دو سال که همه از خونه کار می‌کردیم ندیده بودمش، بعدشم همچنان اغلب خونه بود. پریروز که دیدمش یه شکم قلمبه داشت و یه کم می‌لنگید. نمی‌دونم لنگیدنش به خاطر وزنش بود یا اتفاقی براش افتاده، اما هرچی بود تغییرش خیلی به چشم میومد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:02 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 12 می 2022

باورش سخته. اما یه مسئول کارخونه لیپتون یه روز صبح از خواب بیدار شده و با خودش گفته yellow label به اندازه کافی مزخرف نیست، یه عطری اسانسی چیزی بهش بزنیم که خرابش کنیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 10:06 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 9 می 2022

به جز اون یه فصلی که دریابندری از خودش سرهم کرده و به اسم ویل کاپی گذاشته وسط کتاب، چندتا فصل از کتاب اصلی هم هست که نمی‌دونم چرا ترجمه نکرده. هر چندوقت یه بار قلقلکش می‌افته به جونم که اونا رو ترجمه کنم. اما اشکالش اینه که هر کاری کنم قاعدتا نتیجه خیلی تحت تاثیر کار دریابندری و یه کپی درجه دوم همون می‌شه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:57 نوشت.

جانی ورساچه یه خونه شیش طبقه تو نیویورک داشته که طراحی داخلی و بازسازیش طبق سلیقه خودش بوده. بعد از مردنش خونه دست یه زن و شوهر سوئدی بوده که حالا می‌خوان با یه قیمت فلان میلیون دلاری بفروشن و یهو عکسای این خونه اومده تو اخبار زرد سوئدی. هر چی از طراحیش بگم کم گفتم. کلا با نویز رنگی فرقی نداشت. واقعا پول دست کیه؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:50 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 4 می 2022

یعنی تاحالا یکی از این دانشمندا تحقیق نکرده که ببینه دلیلش چیه که هرچی مردای قرمز پخمه و بی‌ریخت به نظر میان، خانوماشون برعکسن؟ اسم مقاله‌شم بذاره چگونه تقاطع سکسیسم و ریسیسم را ببابیم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 20:38 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002