دانشمند
دانشجو رفته شکایت کرده گفته این برای ضرب از علامت ضربدر استفاده میکنه، ما با ضرب خارجی بردار اشتباه میکنیم.
د آخه اگه دست من بود که آدمی که فرق بردار و اسکالر رو نمیفهمه اصلا نباید سر کلاس میومد.
[
4 نظر]
اينو آیدین در ساعت 16:22 نوشت.
همه چیزشون برعکسهها. اون دانشجوهایی که میخوان سر کلاس بخوابن یا با موبایلشون بازی کنن، میان ردیف اول میشینن، اون عقبیا با دقت گوش میکنن و سوال میپرسن. فایده این جلوییا فقط تضعیف روحیه است. من بیچاره هم که دستم بسته است، نمیتونم با کتک از کلاس بیرونشون کنم.
[
3 نظر]
اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.
به نظرم این مربی یوگای دیروزی چیزی حالیش نبود. هرکاری که گفت من کلا نتونستم پیاده کنم، یه کلمه نگفت پاشو گمشو از کلاس من برو بیرون.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 9:46 نوشت.
د آخه لامصب، شام نوبل که نیست. یه کارسوق (workshop) ساده بوده. لازم نیست حتما هرچی خرچنگ و حلزون گیرت اومد خام خام بذاری جلوی ملت که. حالم به هم خورد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:00 نوشت.
زیر بته؟
الکی که نیست، دوستای چندین ساله رو گذاشتیم و اومدیم. یا مثلا بعضی دوستای چندین ساله پیشدستی کردن و مارو گذاشتن رفتن. اومدیم یه مملکتی که خودشون میگن دوستیها تو مهدکودک شکل میگیره و تا سن بالا ادامه پیدا میکنه. تو این فاصله سن خودم هم رفته بالا و طبیعتا رابطه درست کردن سختتر شده. بد نبود اگه دوست رو درخت درمیومدها.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 12:22 نوشت.
خواب دیدم یه وبلاگ مخفی داشتم که خیلی هم حرفای روشنفکری و خفنی توش زده بودم. بعد انگار مدتها سراغش نرفته بودم و گوگل میخواست پاکش کنه. منم هرچی زور میزدم پسوردم یادم نمیومد که بتونیم از نوشتهها کپی بگیرم.
به نظر هرچی به نوامبر جهنمی نزدیکتر میشیم قروقاطی تر میشم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 12:21 نوشت.
ای مارک زوکربرگ، آواره گردی
شما یادتون نمیاد، اون زمانا قبل از همه این ماجراها، ما یه سری دوست داشتیم که فامیلشون واقعا آزادی یا ایرانی بود. حتی تو یه مورد نادر، فامیل یکی از دوستان سبز بود. سبز خالی. اینا قبل از این بود که یهو همه چیز شلوغ پلوغ بشه و فامیل نصف جمعیت فیسبوک تبدیل بشه به این جور چیزا.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 16:55 نوشت.
شاخ، شاخت، شناخت
وقتی یه آدم رواعصاب برنده چند میلیون یورو بودجه میشه، باید هم انتظار داشت که ساعت دو صبح ایمیل بفرسته و توش مشخصا بنویسه: اختیار این بودجه دست خودمه و اگه لازم بدونم با گروهم میریم یه دپارتمان دیگه یا حتی یه دانشگاه دیگه! من هم که از شانس خوبم، عضو گروه ایشون محسوب میشم.
خلاصه که ظاهرا اتحادیه اروپا بعضیا رو نشناخته و بهشون شاخ داده.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 9:45 نوشت.
از آنِ خَر
هرچی پسانداز داشتیم گذاشتیم تو ایران که بریم سر فرصت یه فکری براش بکنیم. قبول هم کرده بودیم که به هرحال ریال افت میکنه. ولی دیگه فکرشو نمیکردیم که اینقدر سریع کرون ۱۸۰ تومنی، برسه به ۴۸۰ تومن! یعنی پشگل میخریدیم و انبار میکردیم، با همه ضایعات و هزینه انبارداری و این چیزا، بازم اینجوری نمیخورد تو سرش.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 15:51 نوشت.
شوک حرارتی
چند روزی رفته بودیم سرزمینهای جنوبی. هوای گرم و آفتاب و دریا و این حرفا. روز برگشت وقتی اونجا سوار هواپیما میشدیم دمای هوا ۲۸ درجه بود و وقتی اینجا پیاده شدیم ۸ درجه بیشتر نبود. درواقع اول مهر حتی از دهنمون بخار هم میزد بیرون. آخرش ترک می خوریم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 17:59 نوشت.
از قول رومن گاری تو خداحافظ گری کوپر گفتن که هرقدر عقاید کسی احمقانهتر باشد، باید کمتر با او مخالفت کرد.
راست و دروغش پای خودشون، ولی به نظر من این حرف خیلی احمقانه است و شدیدا هم باید باهاش مخالفت کرد.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:14 نوشت.
تماشای فیلم ایتالیایی وودی آلن تو سینمای سوئدی اونقدرا هم کار عاقلانهای نبود.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 14:28 نوشت.
سیستم آموزشی اینا برای من زیاد قابل درک نیست. یه کتابی که تو ایران خوراک دو تا درس سه واحدی بود، اینجا ظرف ۷ هفته به زور تدریس میشه. بعد تا یه سال مدام از دانشجوها امتحان میگیرن تا بالاخره همه قبول بشن. من هنوز باید برای درسی که آذر پارسال تموم شده، ورقه امتحان مجدد صحیح کنم. خاک بر سرا پیشرفت خاصی هم نشون نمیدن. میبینی طرف سه صفحه کاغذ سیاه کرده تا برای یه جایی که توی خود صورت مساله به عنوان زمین تعریف شده، پتانسیل پیدا کنه.
پ.ن. بدترین نوع دانشجو اونیه که خودش میدونه که جواب سوال رو بلد نیست، ولی بازم چهار صفحه الکی سیاه میکنه.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 18:01 نوشت.
دزد اهل حال
پست فطرت نمیدونم از کجا مشخصات کارت منو پیدا کرده، ظرف چهار روز اندازه دوماه حقوق من به جای خودم خرج کرده. نزدیک یه ماهشو داده فقط تخت و تشک خریده. با بقیهاش پول هتل و شهربازی و ادکلن داده. طفلی یه سری خرج دیگه هم داشته که هرچی زور میزنم نمیفهمم چیه.
[
2 نظر]
اينو آیدین در ساعت 18:42 نوشت.
آقای کوهن مثل یه بابابزرگ مهربون، آخر کنسرت از حضار خواهش کرد با احتیاط رانندگی کنن و مواظب باشن سرما نخورن.
[
یک نظر]
اينو آیدین در ساعت 16:46 نوشت.
یه پرس مشروطه بزنیم با پیاز و دوغ
رفتار این بروبچههای سلطنتطلب تو فضای مجازی یه جوریه که اصلا فرهیختگی ازش میباره.
مثلا یکی یه عکس از تهران گذاشته و زیرش نوشته پایتخت ایران. بعد یکی از همین دوستامون میاد زیرش کامنت میذاره: «چون سلطنت از بین رفته و دیگه تخت وجود نداره، پس تهران هم پایتخت نیست و فقط مرکز اداری محسوب میشه». چشم! به فرهنگستان میگیم لحاظ کنه.
یا یکی دیگه هست که هرجا انتقادی هست، فوری پیداش میشه و از سلطنت دفاع میکنه و حتما هم یه مثال از بریتانیا میاره که ثابت کنه اصلا بهتر از مدل مشروطه وجود نداره. بدیش اینه که به نفر دوم تو نوبت سلطنت همون بریتانیا میگه: «ویلیامز».
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:29 نوشت.
کبیرنا
به گزارش خبرنگار اعزامی ما به انگلیس، دولت اکوادور تعدادی خبره در آچارکشی و روغن کاری جهت گرفتن لقی دهن جولین آسانژ به آن کشور اعزام کرده.
انتهای خبر
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 11:55 نوشت.
دوماد! دوماد دوماد دوماد!
شوهر عروس با تو حرفا داره
هزارتا حرف واسه فردا داره
[
6 نظر]
اينو آیدین در ساعت 10:03 نوشت.
یه دونه از این دستگاههای شوک الکتریکی قلب اوردن انداختن گوشه راهرو. اگه زودتر جمعش نکنن شاید نتونم با وسوسه امتحان کردنش روی مردم، مقابله کنم.
[
نظری نیست]
اينو آیدین در ساعت 10:48 نوشت.