مشغولیات

زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!




شعار هفته

Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences.

K. Sam Shanmugam


 
 
آیدین كبیر در یک نگاه

اسم: آیدین خان
تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱
قد: ۱۷۷
وزن: داره می رسه به صد
رنگ چشم: قهوه‌ای تیره
رنگ مو: همون
تماس: ایمیل

اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر


بالا
 
آرشیو

بالا

نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه

تراوشات ذهنی آیدین كبیر
 


شنبه، 19 ژوئن 2021

تو Always، قول بدون ته زیاد می‌ده. تعریفش از “همیشه”، موکول به اتفاقات تجربه نشدنیه: forever and a day, till the stars don’t shine, till the heavens burst and the words don’t rhyme. خب تو که اصلا اون موقع نیستی که حرفشو می‌زنی. اما این وسط یکیش هست که فرق داره: I know when I die you’ll be on my mind و به نظرم طبیعیه که این از بقیه قوی‌تره. حتی قول کار خاصی نمی‌ده، انگار فقط تسلیمه. امیدوارم شاعر موقع نوشتن شعر متوجه این فرق بوده باشه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 22:49 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 17 ژوئن 2021

شهر آن توست و شاهی فرمای هر چه خواهی
گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:26 نوشت.

یه کدی هم بود مال تکلیفای یه درسی که یه باگ عددی داشت و تو یه فرکانس خاص جواب عجیب غریب می‌داد. اما درسش همون طوری پاس شد و منم دیگه بیخیال اون باگه بودم. زد و هارد کامپیوتر دانشگاهم ترکید و با بدبختی تونستم یه سری چیزا رو از روش نجات بدم. یکیش همین تکلیف این درسه بود و نفهمیدم چه بلایی سرش اومد که باگش خودبخود رفع شده بود.
یکی از رفتارای بیخود من تو زندگی این بوده که به مشکلات وقت بدم تا یا خودشون حل بشن یا من بهشون عادت کنم. این ماجرا احتمالا یکی از معدود مواردی باشه که خودشون حل شدن.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:56 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 16 ژوئن 2021

بله عزیزان، بزرگترین اثر مهاجرت اینه که شما رو بی‌کس می‌کنه. شاید بعدش بتونین آدم جدید دور خودتون جمع کنین، اما کیفیتش دیگه اونی که بود نمی‌شه. البته که تنها اثرش نیست، اثرات مثبت هم داره. اگه خواستین مهاجرت کنین، اگه نخواستین نکنین. فقط بعدا نگین نگفتم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:26 نوشت.

یعنی به عمر من قد می‌ده که بتونم یه روز همه این دندونا رو بکشم و جاش یه سری جدید دربیاد، یا باید همین‌جوری کجدار و مریز باهاشون بگذرونم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:48 نوشت.

.............................................................................................


سه‌شنبه، 15 ژوئن 2021

این مبحث ۱۲ سطح دوستی تو عربی رو دیدم. یه چند دقیقه‌ای باهاش کلنجار رفتم و سعی کردم دوستامو با این سیستم طبقه‌بندی کنم تا به این نتیجه رسیدم که سیستم چرندیه و دوستی عددپذیر نیست.
***
پریروز با همکلاسیش که بهش می‌گه بهترین دوست رفته بودن پارک بازی کنن. منم هم‌زمان رفته بودم خرید. وقتی برگشتیم خونه ازم پرسید تو هم با بهترین دوستت رفته بودی بیرون؟ بهش گفتم دوست خوبام هرکدومشون یه جای دنیاس و با هیچ‌کدوم نمی‌تونم برم بیرون. یه کم حیرون و نامطمئن نگاه کرد و وقتی دید چیزی از من عایدش نمی‌شه رفت سراغ بازیش. مریم هم بهم تذکر داد که ذهن بچه رو با این مباحث پیرمردی مشغول نکنم.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:07 نوشت.

اتفاقا خودنویس هم یه وسیله شخصیه. بعد از چند سال استفاده با مدل قلم گرفتن و نوشتن صاحبش هماهنگ می‌شه. از اون طرف کافیه دو دقیقه دست یه آدم جدید کارنابلد باشه تا چنان سرش داغون بشه که موقع نوشتن صدای خش خش روح‌خراش بده. بعد اون استاد کوبایی رواعصاب میومد تو اتاق من، زرتی خودنویس رو برمی‌داشت تئوری‌های صدتا یه غازشو می‌نوشت. هر بارم آخرش می‌گفت چه قلم خوبیه. من تو دلم فحشش می‌دادم، ولی ظاهرا توقع داشت بگم قابل شما رو نداره.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:55 نوشت.

.............................................................................................


دوشنبه، 14 ژوئن 2021

آنلاین و مستقیم از خود برند تولیدکننده یه خودنویس خریدم، برای خودشیرینی یه فشنگ جوهر آبی اشانتیون گذاشته توش فرستاده. لامصب حالا گیرم ندیدی که هم بدنه‌اش قرمزه هم جوهر قرمز کنارش سفارش دادم. تو که شغلت اینه نباید عقلت برسه اقلا فشنگو بذاری کنارش تو پاکت که دو روز دردسر شستنش نیفته گردن من؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 14:55 نوشت.

اینو تو ویکی‌پدیا پیدا کردم. درست حس کرده بودم که لولو چیزی نفهمیده. خود بویی هم احتمالا نمی‌دونسته چرا این کارو کرده.

He later remarked that he felt it was unfair to give it to Lulu in 1973 because it dealt with the “devils and angels” within himself (she later confessed she “had no idea what it meant”).

درباره کاور نیروانا هم از قول یه منتقد و بعد از قول بویی نوشته:

– Cobain’s haunting vocals overtook and descended the Bowie lyric into an arena of darkness and hallucination that seemed to be Bowie’s original intent.

– It was a good straight forward rendition and sounded somehow very honest.

برم منتقد موسیقی بشم؟

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 11:06 نوشت.

دیشب تا صبح اینو تو مغزم می‌خوندن.

People cry and people moan
Look for a dry place to call their home
Try to find some place to rest their bones
While the angels and the devils try to make them their own

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:14 نوشت.

.............................................................................................


یکشنبه، 13 ژوئن 2021

اومد لیوان منو زد کنار، زیر لیوانی رو برداشت که باهاش بازی کنه. گفتم این مال من بود، باید اجازه می‌گرفتی. گفت: «آها، می‌شه اینو دیگه لازم نداشته باشی؟»

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:24 نوشت.

هر روز بیشتر از «حافظه» تعجب می‌کنم. اتفاقی یه سری عکس پیدا کردم از یه برنامه گروهی کلکچال. از روی ترکیب جمعیت می‌تونم زمانشو حدس بزنم. عجیبه مال یه دورانیه که فکر می‌کردم هیچ عکسی ازش موجود نباشه. از اون عجیب‌تر این‌که اصلا این برنامه رو یادم نبود. خیلی که زور بزنم یکی دوتا برخورد یادم میاد که احتمالا همون روز اتفاق افتاده ولی از کلیت روز چیز خاصی یادم نبود و نیست. یا باید آلزایمرو جدی بگیرم، یا ناخودآگاهم یه بلایی سر حافظه‌ام اورده و نفهمیدم. عکسا مال دوران ماقبل دوربین دیجیتاله و با کیفیت افتضاح اسکن شدن. حتی نمی‌دونم دوربین مال کی بوده که ببینم کیفیت بهتری ازشون پیدا می‌شه یا نه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 15:09 نوشت.

.............................................................................................


شنبه، 12 ژوئن 2021

حدود یک سوم آخر The man who sold the world که کلام نداره، حس ملانکولی خاصی داره. تنها کاوری که دیدم که این حس رو مثل آهنگ اصلی منتقل کرده مال نیروانا بوده. بقیه کم و بیش خرابش کردن. اون سر طیف هم احتمالا Lulu باشه که اصلا انگار هیچی از آهنگ نفهمیده. عجیب این‌که خود بویی توی این کاور نقش داشته.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 21:21 نوشت.

جواب بعضی از سوالا رو قرار نیست هیچ‌وقت پیدا کنیم. مدام پرسیدنشون هم فرقی تو اصل موضوع ایجاد نمی‌کنه. در مورد اغلبشون حتی اگه به فرض محال به جوابشون برسی بازم هیچی عوض نمی‌شه. ولی بازم وقت و انرژیه که می‌ریزیم پاشون.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 17:15 نوشت.

.............................................................................................


جمعه، 11 ژوئن 2021

از خونه کار کردن یه مزایایی هم داره. مثلا امروز یه جلسه یک‌ساعته بود که فقط باید گوش می‌کردم. تو اون یه ساعت تونستم لباسا رو از روی بند جمع کنم، گرفتگی چاه حموم رو باز کنم، نون سبوس‌دار خونگی بپزم، دو تا بلوز اتو کنم، آخرشم یه چایی برای خودم بریزم و دوباره بشینم پشت میز. خلاصه این که هنرش نیز بگو.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:57 نوشت.

هر تصمیمی که آدم تو زندگی می‌گیره و هر انتخابش،‌ فضای انتخاب‌های بعدیشو به کل عوض می‌کنه. این‌جوری نیست که ده سال بعد برگردی بگی می‌تونستم اون موقع جای A و B رو عوض کنم و همه چیز امروز همین‌طوری بود که هست به جز جای اون دو تا.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 8:22 نوشت.

.............................................................................................


پنج‌شنبه، 10 ژوئن 2021

این همه قسم و آیه و تکرار که no I don’t have a gun، آخرم شات‌گان گذاشت زیر چونه خودش و ماشه رو کشید.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 13:54 نوشت.

لابلای ریشم موی سفید ظاهر شده و داره بیشتر هم می‌شه. یادمه یه روزی خونه مادربزرگم بودیم و بابام ریش گذاشته بود. مادربزرگم اومد یه دستی به ریشش کشید، سفیداشو بررسی کرد و زد زیر گریه. باید یادم باشه وقتی رفتم ایران ریشامو کوتاه کنم.
پ.ن. بابا اون موقع چهل، چهل و یک سالش بود. چقدر بزرگ به نظر میومد.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 9:00 نوشت.

.............................................................................................


چهارشنبه، 9 ژوئن 2021

ازدواج فامیلی خودش به اندازه کافی پیچیده هست. این که آدم از دخترعموی حامله‌اش جدا بشه و چند وقت بعد با یه دخترعموی دیگه‌اش ازدواج کنه دیگه واقعا ورای سطح درک منه.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:54 نوشت.

وقتی آدم تو مسافرت می‌ره هتل، درواقع کاربرد اصلی اون هتل براش جای خوابه. ولی من تاحالا هتلی ندیدم که بشه توش راحت خوابید. ترکیب تشک و لحاف و بالش هیچ‌کدوم هیچ نکته‌ای در راستای خواب راحت نداره. حالا یه هتلی هم تو فلورانس رفتیم که یه ساختمون چهارصد ساله بود و تو لیست جاذبه‌هاش نوشته بود طبقه دوم روح داره. تا صبح با چشم باز خیره شده بودم به سقف.

[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 12:32 نوشت.

 

مطالب اخیر

نظرات اخیر

© TGEIK نظریات عارفانه، یادداشتهای ابلهانه 2026 - 2002