یکشنبه، 5 مارس 2006
دو تا موضوع داشتم که بنویسم، ولی اون دندونم که الآن توی سطل آشغال مطب دکتر افتاده، درد می کنه و من حوصله تایپ کردن ندارم. همین. خدافظ!
[نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.|
مشغولیات زندگى، خود مشغولیتی عظیم است!
شعار هفته Many subsystems in data communication systems work best with random bit sequences. K. Sam Shanmugam
آیدین كبیر در یک نگاه
اسم: آیدین خان تاریخ تولد: ۱۸ دی ۱۳۶۱ قد: ۱۷۷ وزن: داره می رسه به صد رنگ چشم: قهوهای تیره رنگ مو: همون تماس: ایمیل اینم یه تیریپ عارفانه، ابلهانه از آیدین كبیر
بالا
آرشیو
بالا |
|
نظريات عارفانه،
يادداشتهای ابلهانه تراوشات ذهنی آیدین كبیر نوشتههای آیدین:یکشنبه، 5 مارس 2006دو تا موضوع داشتم که بنویسم، ولی اون دندونم که الآن توی سطل آشغال مطب دکتر افتاده، درد می کنه و من حوصله تایپ کردن ندارم. همین. خدافظ! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 19:59 نوشت.پنجشنبه، 2 مارس 2006اینم رومانتیک ترین صحنه عالم. ![]() پنجشنبه، 2 مارس 2006یادمه یارو سرنگ دوای بیهوشی رو به من تزریق کرد، بعد دکترم گفت خب الآن کم کم خوابت می بره. بعد من حسابی حواسم رو جمع کردم که ببینم چه جوری می شه که آدم بیهوش می شه. ولی بعدش دیگه هیچی یادم نمیاد تا وقتی که داشتن صدام می کردن که ببینن به هوش میام یا نه. عجبا! [2 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:37 نوشت.پنجشنبه، 2 مارس 2006اگه این انتشارات نص رو نداشتیم چی کار می کردیم؟ ورداشته ویرایش سوم مایکرویو پوزار (2005) رو بهتر از خود Wiley چاپ کرده و هفت هزار تومن می فروشه. کجای دنیا این قدر خوش می گذره؟ یکشنبه، 26 فوریه 2006Wise men say only fools rush in Like a river flows surely to the sea شنبه، 25 فوریه 2006تا حالا هرچیزی که خواستم، تمام تلاشم رو کردم و بهش رسیدم. این خواسته های اخیرم یه مقدار بزرگ و سخت به حساب میان. عوضش بهشون رسیدن برام از همه چیز لذت بخش تره. باید بیشتر زحمت بکشم، ولی می دونم که غیرممکن نیست. شنبه، 25 فوریه 2006بعضی از این دکترا یه تابلویی می زنن بالای در مطب که آدم رو گیج می کنه. مثلا چطور می شه که یه دکتر هم متخصص زایمان باشه و هم نازایی؟! سهشنبه، 21 فوریه 2006I find it very, very easy to be true As sure as night is dark and day is light You’ve got a way to keep me on your side سهشنبه، 21 فوریه 2006باید یه جریمه ای برای خودم تعیین کنم که هروقت عصبانی می شم، اعمال کنم. ولی نمی دونم چی. مثلا فعلا می تونم هزار بار بنویسم: “من نباید با هر کسی که دیروز گاو و گوسفنداشو فروخته و امروز شهرنشین شده، دهن به دهن بشم.” [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:31 نوشت.سهشنبه، 21 فوریه 2006بعد از اتفاقاتی که دیروز تو دفتر استاد راهنمای بنده افتاد، رسما مقام شوت الحکمایی رو از اردبیلی پور پس می گیرم و به این استاد عزیز تقدیم می کنم. شنبه، 18 فوریه 2006این اسمیت دیوونه ورداشته چارتا دایره خرتوخر کشیده، بعد گفته: “هرکی بگه چه جوری از اینا برای تطبیق امپدانس استفاده می کنیم، بهش جایزه می دم”. این جوری شده که بقیه دیوونه های موجی هرکدوم یه فصل از کتابشون رو گذاشتن کنار برای تطبیق امپدانس با اسمیت چارت. هر کدوم هم یه چیزی گفته که ربطی به حرفای بقیه نداره. جمعه، 17 فوریه 2006یه نفر می خوام که این Developer guide هزار و چهارصد صفحه ای TI-89 (در واقع راهنمای پروسسورMC68000 به اضافه چند هزار سیستم روتین آماده) رو بخونه و به من یاد بده. خودم متاسفانه اصلا وقتش رو ندارم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:02 نوشت.سهشنبه، 14 فوریه 2006یارو کارمند امور مالی تو اتاقش یه کتابخونه داره که از پنج تا کتاب تشکیل شده. چهارتا کتاب مربوط به امور مالی و یه کتاب خیلی گنده (گنده تر از بالانیس) که روش نوشته: “تاریخ جامع بندر انزلی، جلد اول”. سهشنبه، 14 فوریه 2006دیروز صبح از دانشگاه زنگ زدن که از نظام وظیفه نامه اومده که آیدین خان از کشور خارج شده و برنگشته! حالا زودتر باید تکلیفشو معلوم کنیم (بفرستیمش جلوی جوخه؟) بدو بدو رفتم دانشگاه، یارو ابله کاغذاشو دوباره نگاه کرد و گفت اشتباه شده، احتمالا تشابه اسمی بوده. برو، فعلا به تو کاری نداریم! حالا یه تشویق دسته جمعی به سیستم بدهکاریم! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 18:59 نوشت.یکشنبه، 12 فوریه 2006یارو ورداشته مقاله نوشته راجب خواص جادویی اسمیت چارت. فکر کنم باهاش فال قهوه و تاروت هم می شه گرفت! [نظری نیست] اينو آیدین در ساعت 16:45 نوشت.یکشنبه، 12 فوریه 2006دوستان توروخدا جنگ راه نندازین. بیاین به جای دعوا مهرورزی کنین. من بیچاره باید سال دیگه برم سربازی. بدبخت می شم اون وقت. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 16:43 نوشت.شنبه، 11 فوریه 2006از فردا باید دوباره بریم سر کلاس. اصلا حوصله ندارم. [1 نظر] اينو آیدین در ساعت 17:06 نوشت.شنبه، 11 فوریه 2006اگه تا حالا متوجه نشدین، چند روزی می شه که آهنگ اینجا رو عوض کردم. شنبه، 11 فوریه 2006یهو یادم افتاد که روزنامه های سال 78 تا 82 آرشیو خودم که این همه برای جمع کردنشون خون دل خوردم، مونده تو انجمن اسلامی خواجه نصیر. معلوم نیست اصلا سالم مونده باشن یا نه. بعد کلی رفتم تو فکر که چیزی که سالی یه بار هم سراغش نمی رم، به چه دردی می خوره. یادمه توی فرانی و زویی یه چیزی در مذمت کلکسیونرها نوشته بود. باید دوباره بخونمش. پنجشنبه، 9 فوریه 2006دقت کردین که آدم داره خود به خود نفس می کشه، ولی تا می خواد بهش فکر کنه از وضعیت غیر ارادی خارج می شه و ارادی می شه؟ بعدش هرکاری می کنی که حواست پرت بشه و دوباره غیر ارادی بشه، نمی تونی. بعدش دوباره یه وقتی که حواست بهش نیست، طبیعی می شه. جل الخالق! [5 نظر] اينو آیدین در ساعت 19:40 نوشت.
| ||||